اسلام و کثرت گرايي ديني - لگنهاوزن، محمد - الصفحة ٤٧ - تجربه عرفاني
استيون تي كتيز[١] بيش از پيش مردود شمرده مي شود.[٢]
كتز اشاره مي كند كه تجربيات عرفا غالباً بسيار مخصوص است و بيشتر از ساختارهاي جزئي و تفصيلي باور در درون سنتهايي كه اين تجربيات منبعث از آن هستند حمايت مي كنند. طبقه بندي هايي كه تجربيات ديني را طوري تقسيم مي کنند كه مي توان چند گونه تجربه ديني مشترك در ميان اديان پيدا كرد، اهميت سهم مفاهيم و مقولاتي را كه به وسيله يك سنت ديني خاص براي تجربيات ديني خود فراهم مي کند ناديده انگاشته و بدان كم بها مي دهند. اگر حق با كتز باشد، شباهتهاي سطحي تجربيات ديني نمي تواند براي تقويت نظريه کثرت گرايي ديني مورد استفاده قرار گيرد؛ بلكه تفاوتهاي با اهميت تر ظاهراً ادعاي كثرتگرايان را مبني بر اينکه تعارضات ديني نهايي نيستند، رد مي کند.
هيك ديدگاه كتز را درباره كثرت نهايي تجربه هاي ديني مي پذيرد، ولي مدافع نوعي کثرت گرايي است كه در آن همه اين كثرتها را به گونه اي تلفيق كرده و توضيح مي دهد كه منشأ همه اين تفاوتها و كثرتها، شيوه هاي متفاوت تفكر و تأمل حقيقت نهايي[٣] است. هيك مي نويسد:
{واقعيت في نفسه پيش فرض ماست، نه به خاطر زندگي اخلاقي ]چنان كه كانت مي گويد]، بلكه به خاطر تجربه ديني و زندگي ديني، در حالي كه كه خدايان و نيز برهما، سونياتا و غيره كه از طريق عرفان شناخته مي شوند، تجليات پديداري حقيقت اند كه در قلمرو تجربه ديني
١- Steven T.katz
[٢] نك: مقالات كتز در Mysticism and Philosophical Analysis, New York: Oxford University press, ١٩٧٨. Mysticism and Religious Tradition, New York: Oxford University press. ١٩٨٣.
[٣]- Ultimate Reality