اسلام و کثرت گرايي ديني - لگنهاوزن، محمد - الصفحة ١٠٣ - مقدمه بخش دوم
عنوان تفكري آزاد نسبت به سن ديگر معرفي مي کند، در حالي كه در نظر اسلام چنين عقيده اي، راهي است به سوي كفر، و بستن چشم و گوش بر حقيقت وحي نهايي الهي و لوازم عملي آن.
جان هيك به خوبي به اين امر واقف است كه اسلام با کثرت گرايي ديني فروکاهشي او موافق نيست. او اذعان دارد:
در اسلام باور محكم و قاطعي نسبت به اين امر وجود دارد كه حضرت محمد(ص) خاتم الانبياست و خداوند به وسيله قرآن دين حق را كه شامل همه اديان و مكمل آنهاست به انسان وحي نموده است. پس يك مسلمان ضمن اينکه به ساير اديان ابراهيمي دست دوستي داده، طبق برخي از تفاسير مي تواند مفهوم قرآني اهل كتاب را گسترش دهد تا كساني را دربرگيرد كه خدا را از آثار و نوشته هاي هندويي، بودايي، كنفسيوسي، تائويي، يهودي و مسيحي مي شناسند. ولي براي مسلمانان هميشه اين احساس وجود خواهد داشت كه وحي قرآني از موقعيت بي نظيري برخوردار است. قرآن قاطعانه ترين، آمرانه ترين و آخرين حرف خداست كه همه بايد بدان گردن نهند و چنين اعتقادي مبين و مؤيد پذيرش بدون قيد و شرط کثرت گرايي ديني نيست.[١]
راه حل پيشنهادي هيك به اين نزاع در قالب اصطلاح خوش آهنگ «رشد عقايد خلاق» (Creative doctrinal development)[٢] كه علماي اسلام آن را بدعت مي نامند، متجلي شده است. او خوش بيني خود را با بيان اين نكته كه عقايد صوفي ها مي تواند به پذيرش کثرت گرايي ديني فروکاهشي در جهان اسلام كمك نمايد، ابراز مي کند. يعني ممكن است اسلام تقريباً همان راهي را طي كند كه او براي مسيحيت ترسيم كرده است. لحن تفقدآميز نقل قول زير،
[١] John Hick, Problems of Religious Pluralism, pp.٤٨-٤٩.
[٢]- همان، ص ٥٠.