اسلام و کثرت گرايي ديني - لگنهاوزن، محمد - الصفحة ١٢٩ - و) هفت دليل بر بطلان نسبيت فرهنگي دين
آشنايي بيشتري پيدا كنند، نوكيشي با شدت بيشتري روي مي دهد. در امريكا از دهه ١٩٦٠ به بعد، جامعه هاي ديني تشكيل و از سوي كساني كه به دين هاي مختلفي از جمله اسلام، هندو و بودايي گرويدند، حفظ و مورد حمايت قرار گرفت. فرقه هاي مختلف مسيحيت نيز توجه افراد جديدي را به سوي خود جلب كرده است. نوكيشي الزاماً دست كشيدن از يك دين و روآوري به ديني ديگر نيست. مسيحيان اين مفهوم را براي تعهد [به دين] افرادي به كار مي برند كه دين [قبلي] خود را باز يافته اند، يا به اصلاح «تولدي دوباره»[١] پيدا كرده اند. در حالي كه نوكيشي به اشكال مختلف متداولتر مي شود، كساني كه در پي نوکيشي هستند بايد سعي كنند كه با به كار گيري عقل و بصيرت خود به خطا نيفتند، درست مانند زماني كه در مقام تصميم گيري امور مهم هستند و يا دعاوي متناقضي را ارزشيابي مي کنند. هيچ كس مايل نيست دين خود را سبكسرانه تغيير دهد.
آيين بودا، مسيحيت و اسلام با دعوت به نوکيشي آغاز شدند، از اين رو فرقه هاي بسياري در اين سنتها و سنتهاي ديگر وجود دارد.نوکيشي غالباً مستلزيم گام گذاشتن به جامعه اي است كه انسان نسبت به آن بيگانه بوده است. اگر چنين نوکيشي معتبر باشد، پيام وحي را نمي توان به عنوان چيزي تفسير كرد كه اختصاصاً براي افراد داخل آن جامعه منظور شده باشد.
كلي بودن مدعيات وحياني: كليت دعاوي وحياني، دست كم در مورد اسلام واضح است. قرآن صرفاً يك متن منسوخ تاريخي مربوط به قرن هفتم عربستان نيست كه فقط براي مورخان جالب توجه باشد. قرآن با همه كساني كه به طور جدي با آن سر و كار داشته باشند سخن مي گويد:
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ
[١] born again