اسلام و کثرت گرايي ديني - لگنهاوزن، محمد - الصفحة ٤٢ - کثرت گرايي ديني نجات شناختي
مسيحي، مجموعه مقالاتي بود که وي با عنوان «اسطوره تجسد خدا» ويرايش کرده بود.[١] هيک في الواقع آموزه تجسد را انکار نمي کند، بلکه آن را بر اساس ديدگاه «مسيح شناسي مرتبه اي»[٢] تأويل و تفسير مي کند. در اين ديدگاه شخص مي تواند به ميزاني که زندگي خود را با اراده خداوند سازگار کرده، الهي و يا تجسد خدا محسوب شود. به سخن ديگر، ميزان الوهيت شخص با ميزان سازگاري او با اراده الهي تناسب مستقيم دارد. بنابراين، بازخريد و يا فديه انسان به وسيله حضرت مسيح عليه السلام به اين معني است که با پيروي و الگو قرار دادن زندگي آرماني حضرت مسيح عليه السلام، انسان مي تواند راهي بيابد که در آن از خودخواهي به سوي حقيقت متعالي متحول شود.
برخي از نويسندگان متذکر شده اند که اديان مختلف اهداف يکسان ندارند. مفهوم موکشا[٣] در آيين هندو و مفهوم نيروانا[٤] در آيين بودا با هم متفاوت است. هر دو مستلزم توقف چرخه تناسخ[٥] است، ولي در موکشا اتحادي با برهمن فاقد کيفيت برقرار است، در حالي که در نيروانا فناي نفس بدون اتحاد با برهمن متحقق مي شود، زيرا در آيين بودا وجود برهمن را انکار مي کنند. هر دوي اين ديدگاه ها درباره هدف غايي بسيار متفاوت از آرايي هستند که اديان سامي درباره آخرت به آن قائل هستند، هر چند در ميان خود اديان سامي نيز تفاوتهاي ظريفي در اين زمينه مشاهده مي شود. هيک در صدد به دست دادن معنايي عام براي نجات است که در آن تعريف، نجات به تحول
[١] John Hick, ed, The Myth of God Incamate, London: SCM press, ١٩٧٧. The controversy spawned by this book is described by Hick in The prening essay, “Three controversies”, of his problems of Religious Pluralism.
[٢]- degree Christology
[٣]- moksha: مرحله اي است که در آن شخص بيرون از چرخه تناسخ است.
[٤]- nirvana
[٥]- reincarnation