اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٥ - مقدمه
نيمه دوم اين قرن بود[١٨٥٩]- كه نظريه داروين مربوط به تبدل انواع منتشر شد- و ماديين آنرا بهترين وسيله- پيشرفت فلسفه مادى تلقى كردند- .
داروين شخصا در عقايد خود مادى نبود- فقط از جنبه بيولوژى [علم الحيات]- فرضيه خويش را بيان كرد- ولى ماديين عصر وى از آن نظريه- بنفع فلسفه مادى استفاده نمودند- .
دكتر شبلى شميل مادى معروف كه ابتداء شرح بخنر را- بر نظريه داروين به عربى ترجمه كرد- و بعد خود قسمتهاى مختلفى بان افزود- و مجموعهاى بنام فلسفه النشوء و الارتقاء منتشر ساخت- در ديباچه اين كتاب اعتراف مىكند كه داروين فقط از جنبه علمى نه فلسفى- نظريه تطور را كه اختصاص بموجودات زنده دارد- بيان كرد و بعد عدهاى از طرفداران فلسفه مادى- از قبيل هكسلى و بخنر - آنرا سند ماديت و فلسفه مادى قرار دادند- .
در صفحه ١٦ همان كتاب مىگويد- عجبتر اينست با آنكه داروين - واضع اساسى اين مذهب است- جميع نتايجى كه مىبايست بگيرد نگرفته است - .
در مقاله اول شرح بخنر ترجمه عربى- اين جمله را از خود داروين نقل مىكند- مطابق آنچه تا كنون بر من كشف شده- تمام موجودات زندهاى كه در روى زمين پيدا شده- همه از يك اصل منشعب شدهاند- و اولين موجود زندهاى كه در روى زمين پديد آمده است- خالق روح حيات را در او دميده است در نيمه دوم قرن نوزدهم علاوه بر جريان داروينيسم - كه بازار فلسفه مادى را رونق داد- جريان خاص ديگرى نيز پيدا شد- كه شكل و قيافه ديگرى به ماديت داد- و مكتب جديدى بوجود آورد- بنام