اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٩٣ - اجتماع صحيح و غلط و حقيقت و خطا
حالى نظير اين حال بى ترديد مىبينيم- چنانكه قضيه چهار از سه بزرگتر است- با خارج ماده وفق مىدهد- ولى قضيه سه از چهار بزرگتر است اين وفق را نمىدهد- و فكر و ادراك را به ملاحظه پيدايش- كردهاند- اشكال را بر طرف مىكند- مثلا مىدانيد سكون حركتى است كه سرعت آن صفر باشد- يعنى از حالات خاص حركت است- هر چيز كه در حال شدن است- چون در حال شدن است پس آن چيز است- و چون هنوز نشده است پس آن چيز نيست- يعنى بوسيله دقت در تكاپو و تكامل- و شدن اشياء مىتوان وجود و عدم را يكجا جمع كرد- همينطور تضاد روحى و جسمى را- بدين ترتيب مىتوان از بين برد- كه خواص روحى يك دسته مخصوص از خواص ماده است- جمع شدن صحيح و غلط را- در مبحث حقيقت نسبى بيان كرديم- و گفتيم مثلا مكانيك نيوتون - در عين حال صحيح و غلط است صحيح است- زيرا بوسيله آن نتايج صحيح عملى- كه صحت آن مسلم است بدست مىآوريم- و غلط است زيرا سرعت دستگاه را- در قوانين در نظر گرفته است- .
در مبحث حقيقت نسبى صفحه ٢٧ مىگويد- در زندگى معمولى صحيح و غلط را- كاملا متضاد فرض نموده مقابل هم قرار ميدهند- يك چيز يا صحيح است يا غلط شق ثالث ندارد- و حال آنكه مكتب ديالكتيك- در هر يك از مراحل شناختن- يك جزء صحيح و يك جزء غلط معتقد است- .
در صفحه ٢٨ مىگويد در قرن گذشته- مىگفتيم آتم جزء لا يتجزى- و آخرين حد تجزيه ماده- است- اين ادعا هم صحيح و هم غلط بود- صحيح بود زيرا اصول صنعت عظيم شيمى- بر روى آن بنا شد- چطور مىتوان گفت چنين فرضى غلط است- اما در عين حال كه حقيقت دارد غلط هم هست- زيرا در آن چيز كه آتم ناميده مىشد- اجزاء ديگر يعنى الكترون- و پوزيترون و نويترون و غيره پيدا شده - .
اين گفتهها بقدرى بى ارزش و بى اعتبار است- كه قابل توجه كردن نيست راستى شرم آور است- پس از هزارها سال رنج و زحمت- كه بشر در راه علم و فلسفه كشيده- و موفقيتهائى كه در اين زمينه كسب كرده است- تا آنها را باين مرتبه عالى رسانده است- يك دسته پيدا شوند و بنام علم و فلسفه- اينطور رطب و يا بس بهم ببافند- و با كمال وقاحت خيالات پوچ خود را- بعنوان عاليترين افكار فلسفى معرفى كنند- .
بقدرى اين گفتهها بى اساس است- كه خودشان گاهى مجبور مىشوند- پاى