ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٥٣ - مقصود
ياد مىگيرد.
اكنون براى باطل كردن و تكذيب سخن آنها مىفرمايد:
(لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌ): زبان كسى كه مىگويند پيامبر از او چيز مىآموزد، عربى فصيح نيست. در اينجا نمىگويد: «عجمى» زيرا اين كلمه منسوب است به «عجم» و عجم يعنى غير عرب. لكن «اعجمى» منسوب است به «اعجم» و او كسى است كه زبان فصيح ندارد، خواه عربى باشد، خواه عجمى. مثلا سيبويه فارسى «عجمى» است اگر چه زبانش، لغت عربى است.
برخى گويند: «يلحدون» به معناى «يرمون اليه و يزعمون» است. يعنى زبان كسى كه گمان مىكنند كه بتو قرآن مىآموزد، غير فصيح است و به عربى سخن نمىگويد.
چگونه پيامبر، قرآن را كه عاليترين و شيواترين سخن است، از او مىآموزد؟!( وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ): اين قرآن به زبان عربى آشكار است و هيچ ترديدى در آن نيست. هر گاه عرب از آوردن مثل قرآن عاجز باشند- در حالى كه قرآن بزبان آنهاست- چگونه كسى كه زبان فصيح ندارد، مىتواند نظير آن را بياورد و به پيامبر تعليم دهد؟! زجاج گويد: قرآن را بعربى بودن توصيف كرده و منظور اين است كه صاحب آن، زبانش عربى است.
بدنبال اين آيه، در برابر گفتار تهمت آميز كافران، به تهديد آنها پرداخته، مىفرمايد:
(إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِآياتِ اللَّهِ لا يَهْدِيهِمُ اللَّهُ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ): اى محمد، آنان كه به معجزات و دلايل روشن ايمان نمىآورند، خداوند آنها را بر ايمان استوار نمىدارد و براه بهشت هدايت نمىكند و آنها را عذابى دردناك است.
در اينجا هدايت را از مردم بىايمان سلب مىكند. ظاهراً منظور از اين هدايت پاداش ايمان باشد، نه هدايتى كه به معناى راهنمايى است و براى عموم مردم است.
چنان كه در اين آيه:( أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى عَلَى الْهُدى) (فصلت ١٧: ثمود