ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٠٨ - شأن نزول
احدى نكرده است. بخدايان ما بد گفتى دين ما را باطل شناختى و در ميان مردم سنگ تفرقه افكندى. اگر مال مىخواهى بتو مىدهيم. اگر طالب مقام هستى ترا بر كرسى سيادت و سرورى مىنشانيم و اگر بيمارى، طبيبان را فرا مىخوانيم تا بدرمان تو پردازند.
فرمود:
- هيچ يك از اينها نيست. خداوند مرا به رسالت، بسوى شما فرستاده و كتاب آسمانى را بر من نازل كرده است. اگر سخنم را بپذيريد، در دنيا و آخرت، از آن بهرهمند خواهيد شد و اگر نپذيريد، صبر مىكنم، تا خداوند ميان ما حكم كند.
گفتند:
- سرزمين ما از همه جا تنگتر و خشكتر است. از خدايت بخواه تا اين كوهها را از مكه بردارد و رودهايى همچون رودهاى عراق و شام براى ما جارى سازد و گذشتگان ما را- مخصوصاً «قصى» كه پيرى راستگو بود- زنده كند، تا از آنها سؤال كنيم كه تو راست مىگويى يا دروغ.
فرمود:
- خدا مرا براى اين كارها نفرستاده است.
گفتند:
- اگر اين كارها را نمىكنى، از خدا بخواه كه فرشتهاى بفرستد تا ترا تصديق كند و براى تو باغها و كاخها و گنجهايى از طلا خلق كند.
فرمود:
- من براى اين كارها مبعوث نشدهام. خداوند مرا براى دعوت به دين توحيد، فرستاده است. اگر بپذيريد، بسيار بجاست و اگر نپذيريد، خداوند ميان من و شما حكم مىكند.
گفتند:
- بنا بر اين آسمان را بر سر ما فرود آور. تو مدعى هستى كه خدا هر چه بخواهد، مىكند.