ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤١ - مقصود
نمىبرند و همواره بر تنفر آنها نسبت به حق، افزوده مىشود. در اينجا مىگويد:
قرآن، نفرت آنها را افزايش مىدهد، زيرا بر اثر نازل شدن قرآن، بود كه آنها نسبت به حقيقت، تنفر بيشترى پيدا كردند. چنان كه مىفرمايد:( فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعائِي إِلَّا فِراراً) (نوح ٦: دعوت من آنها را بيشتر فرارى كرد).
پرسش:
اگر با نازل شدن، قرآن بر تنفر و گمراهى آنها افزوده مىشود، فايده حكمت نزول آن چيست؟
پاسخ:
فايده و حكمت آن، اتمام حجت و بسته شدن راه بهانه تراشى بر روى آنهاست.
وانگهى فايده ديگر قرآن اين است كه گروهى هم اصلاح و هدايت مىشوند. در صورتى كه اگر قرآن نازل نمىشد، آنها هدايت نمىشدند. همان كسانى هم كه با نازل شدن قرآن، بر تنفرشان افزوده مىشود، اگر قرآن نازل نمىشد، مرتكب فسادى بزرگتر مىشدند. پس بخاطر همين جهات است كه نازل شدن قرآن، بر طبق حكمت و مصلحت است. زياد شدن تنفر آنها اين بود كه: با مشاهده آيات و دلائل آن، مىگفتند:
اينها حيلهها و نيرنگهاست و در باره آن نمىانديشيدند.
(قُلْ لَوْ كانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَما يَقُولُونَ إِذاً لَابْتَغَوْا إِلى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلًا):
بگو اى محمد ٦: اگر خدا را چنان كه مىگويند- يا چنان كه مىگوييد- شريكهايى بود، آنها نيز به جستجوى راهى مىپرداختند، كه آنها را به مالك عرش نزديك سازد و تقاضا مىكردند كه پيش خداوند منزلتى پيدا كنند، زيرا آنها نيز علم داشتند كه خداوند بر آنها عظمت و برترى دارد. اين معنى از مجاهد و قتاده است.
بيشتر مفسران قرآن گويند: يعنى: شركاى خداوند، راهى مىجستند كه با خداوند برابرى كنند و در صدد شكست او برآيند، زيرا آنهايى كه در خداوندى با يكديگر شريكند، در صفات ذات، نيز با يكديگر برابرند و هر كدام مىكوشد، كه رقيب را از ميان بردارد و قلمرو آفرينش را از وجود رقيب و همكار، پاك گرداند.