ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٩ - شأن نزول
شرح مىدهند. بسيارى از صحابه، مثل ابن عباس، ابن مسعود، جابر بن عبد اللَّه، حذيفه، عايشه، ام هانى و ... اين روايات را از پيشواى بزرگ اسلام نقل كردهاند. بعضى از راويان، مطالب بيشترى نقل كردهاند و برخى كمتر. اين مطالب را مىتوان به چهار دسته تقسيم كرد:
١- دستهاى از مطالب، بخاطر تواتر اخبار، قطعى و يقينى هستند.
٢- دستهاى ديگر، مطالبى است كه مورد قبول عقل است و با اصول ناسازگار نيست. ما اين مطالب را تجويز مىكنيم و قطع داريم كه در بيدارى بوده است نه در خواب.
٣- پارهاى از مطالب با اصول دين سازگار نيست، لكن ممكن است آنها را طورى تأويل كنيم كه مخالفتى نداشته باشد. بهتر اين است كه اين مطالب را بنحوى كه با اصول سازگار باشد، تأويل كنيم.
٤- پارهاى ديگر، بر حسب ظاهر نادرست بوده، به هيچ وجه قابل تأويل نيستند.
اين مطالب را بهتر است قبول نكنيم.
دسته اول كه قطعى و يقينى است، اين است كه فى الجمله، پيامبر گرامى اسلام مسافرتى كرده است. دسته دوم اين است كه پيامبر، در آسمانها گردش كرد و پيامبران و عرش و سدرة المنتهى و بهشت و جهنم و ... را ديد. دسته سوم اين است كه: وى گروهى را ديد كه از نعمتهاى بهشت، برخوردارند و گروهى را مشاهده كرد كه گرفتار عذاب آتش هستند. اين دسته را اينطور توجيه مىكنيم كه پيامبر صفت يا نام آنها را مشاهده كرده است. دسته چهارم اين است كه او آشكارا با خداوند سخن گفت و خدا را بچشم ديد و بر تخت خداوندى در كنارش نشست و ... پذيرفتن اين مطالب، موجب تشبيه خداوند بموجودات جسمانى است و خداوند منزه از تشبيه است. همچنين روايت شده است كه: شكم پيامبر را شكافتند و او را شستشو دادند. بديهى است كه او از هر بدى و عيبى پاك است. وانگهى چگونه ممكن است قلب انسان را بوسيله آب، از آلودگيهاى معنوى و اخلاقى و اعتقادى پاك كرد.
يكى از رواياتى كه درباره معراج پيامبر نقل شده، اين است كه پيامبر فرمود: