ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٦ - مقصود
(فِيهِ شِفاءٌ): اين ضمير بقولى به عسل و بقولى بقرآن باز مىگردد.
(لِكَيْ لا يَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَيْئاً): «شيئاً» ممكن است منصوب باشد به «علم» يا به «يعلم». بهر كدام منصوب باشد، ديگرى مفعول لازم دارد. اولى مذهب سيبويه و دومى مذهب فراء است. بنا بمذهب سيبويه فقط يك مجاز لازم مىآيد.
مقصود:
اكنون خداوند بدنبال دلايل توحيد و صنعتهاى عجيب و حكمتهاى بديع، مىفرمايد:
(وَ إِنَّ لَكُمْ فِي الْأَنْعامِ لَعِبْرَةً): شما را در شتر و گاو و گوسفند، پندى و عبرتى و راهنمايى است بر قدرت خداوند.
(نُسْقِيكُمْ مِمَّا فِي بُطُونِهِ مِنْ بَيْنِ فَرْثٍ وَ دَمٍ لَبَناً خالِصاً): و از آنچه در شكم آنهاست از ميان سرگين و خون، به شما شير خالص مىخورانيم. كلبى از ابن عباس روايت كند كه: هر گاه علف در معده قرار مىگيرد، قسمت زيرين آن سرگين و قسمت ميان آن شير و قسمت فوقانى آن خون ميشود. خون در عروق و رگها، و شير در پستان جارى ميشود و سرگين در معده، مىماند، بنا بر اين شير بطور خالص به پستان مىآيد و با هيچ مادهاى مخلوط نميشود.
(سائِغاً لِلشَّارِبِينَ): شير خالص در گلوى خورندگان جريان پيدا ميكند و براى آنها گواراست.
كبد، مواد را بنحوى كه مقتضى تدبير الهى است، تقسيم مىكند. اين مطلب را خداوند بيان مىكند، تا كسانى كه: منكر زنده شدن مردگان هستند، توجه پيدا كنند كه خدايى كه قادر است شير سفيد را از خون و سرگين جدا كند، مىتواند مردگان را نيز از زمين خارج سازد، بدون اينكه بدنهاى آنها بيكديگر مخلوط شود.
(وَ مِنْ ثَمَراتِ النَّخِيلِ وَ الْأَعْنابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَراً): حسن گويد: يعنى ميوه نخل و تاك نيز براى تو وسيله عبرت گرفتن است. برخى گويند: موصول حذف شده، به تقدير «ما تتخذون» يعنى: ثمرات نخلها و تاكها چيزهايى هستند كه شما از آنها