ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٥ - مقصود
برخى گويند: مقصود خويشاوندان پيامبر است كه در آيه خمس درباره آنها فرموده است:( فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى ...) (انفال ٤١: خمس مال براى خدا و پيامبر و خويشاوندان اوست) بهمين مضمون از امام باقر روايت شده است كه:
«نحن هم» يعنى: «ذوى القربى» ماييم.
(وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ): و از زشتى و كار ناشناخته و ستم نهى مىكند. در اينجا «فحشاء و منكر و بغى» را جداگانه ذكر مىكند، با اينكه همه اينها زشت و ناپسند هستند. منظور اين است كه كارهاى ناپسند را جداگانه تفصيل و شرح دهد، زيرا «فحشا»، هر عمل زشتى است خواه آشكار باشد، خواه پنهان و «منكر»، هر عمل زشتى است كه در ميان مردم انجام گيرد و بر مردم انكار آن لازم باشد و «بغى»، تعدى بمردم است.
ابن عباس گويد: «فحشا»، زنا و «منكر»، هر چيزى است كه مورد انكار شرع باشد و «بغى» ظلم و تكبر است.
سفيان بن عيينه گويد: عدالت، مساوى بودن آشكار و نهان و احسان، بهتر بودن پنهان از آشكار و فحشا و منكر، بهتر بودن آشكار از پنهان است.
(يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ): خداوند شما را موعظه مىكند كه اخلاق پسنديدهاى كه در اين آيه است، بكار ببنديد تا متذكر شويد و بينديشيد و بحق باز گرديد.
ابن مسعود گويد: جامعترين آيات قرآن كه تمام نيكىها و بديها را در بردارد، همين آيه است.
قتاده گويد: خداوند متعال در اين آيه، مردم را امر كرد كه مكارم اخلاق را بكار بندند و از اخلاق زشت دورى كنند.
عثمان بن مظعون مىگويد: من بخاطر اينكه پيامبر اسلام مرا همواره باسلام دعوت ميكرد، حيا كردم و مسلمان شدم، اما نور اسلام در دلم نتابيده بود. روزى در حضور پيامبر بودم. ناگاه چشمش را به آسمان دوخت، مثل اينكه مىخواست سؤالى كند. همين كه توجهش از آسمان سلب شد، علت را سؤال كردم. فرمود: