ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٣١
ندارد تا نيازمند باشد، زيرا او «رب الارباب» است.
(وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ): و او را در پادشاهى شريكى نيست، تا عاجز و محتاج باشد، زيرا عجز و احتياج، شايسته خدا نيست.
(وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِ): دوست و هم پيمانى ندارد كه در سختىها و گرفتاريها او را كمك كند، زيرا آدم ضعيف، بكمك دوست احتياج دارد و خدا ضعيف نيست.
مجاهد گويد: يعنى او ناتوان نيست كه بديگران محتاج باشد و بوسيله آنها كسب عزت كند. او قادر است و معبودهاى ديگر ذليل و ناتوانند.
برخى گويند: در ميان مردم ذليل او را دوستى نيست، زيرا مردم كافر و فاسق، دوست خدا نيستند.
(وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً): خدا را آن طور تعظيم كن كه در خور مقامش باشد.
از ابن عباس و مجاهد و سعيد بن جبير روايت شده است كه پيامبر، اين آيه و آيه قبل از آن را به خانواده خود ياد مىداد.
محمد بن كعب قرظى گويد: اين آيه، رد است بر يهود و نصارى كه مىگفتند:
خداوند داراى فرزند است و همچنين رد است بر مشركين عرب كه مىگفتند: خدايا اجابت كرديم. ترا شريكى نيست، جز شريكى كه مخصوص تست و همچنين رد است بر صابئين و مجوس كه مىگفتند: اگر اولياى خدا نبودند، خدا ذليل و ناتوان بود.
پرسش:
حمد، در برابر كارهاى پسنديده خداست. چرا در اين آيه، خدا را بايد بخاطر نداشتن فرزند و شريك، حمد كرد؟! پاسخ:
در اين آيه، حمد در برابر نداشتن فرزند و شريك نيست، بلكه بخاطر كارهاى نيكوى اوست. يعنى: كسى را حمد كنيد كه بىشريك و بىفرزند است. مثل اينكه گفته شود: «انا اشكر فلاناً الجميل» مقصود نيست كه او را بخاطر جمالش شكر مىكنم. بلكه مقصود اين است كه: او را كه صاحب جمال است، بخاطر كارهاى نيكويش شكر مىكنم.
|
جمله ذرات عالم در نهان |
با تو مىگويند روزان و شبان |
|
|
ما سميعيم و بصير و باهشيم |
با شما نامحرمان ما خامشيم |
|
|
نطق آب و نطق خاك و نطق گل |
هست محسوس حواس اهل دل |
|