ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٢٨ - مقصود
و ... كه وصف پيامبر را پيش از ظهورش، در تورات ديده بودند، اينان همين كه قرآن را بشنوند، بخاك افتاده، سجده مىكنند، اين معنى از ابن عباس و قتاده است.
برخى گويند: منظور علماى اهل كتاب است. حسن گويد: منظور امت اسلام است.
علت اينكه مىگويد: زنخ را بخاك مىافكنند، اين است كه در وقت سجده، زنخ انسان از اعضاى ديگرى بخاك نزديكتر است.
(وَ يَقُولُونَ سُبْحانَ رَبِّنا إِنْ كانَ وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولًا): و مىگويند: پروردگار ما از نسبتهاى ناروايى كه مردم مشرك به ايشان مىدهند، منزه است و وعدههاى او، به يقين، حق و شدنى است.
(وَ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ يَبْكُونَ): و سر به سجده مىگذارند، در حالى كه از ترس تقصير در عبادت و از شوق ثواب و از بيم عقاب، اشك مىريزند.
(وَ يَزِيدُهُمْ خُشُوعاً): و پندهاى آموزنده و دلنشين قرآن بر تواضع آنها در پيشگاه خدا مىافزايد و بيشتر از پيش در برابر امر خدا و طاعتش سر تسليم فرو مىآورند.
سپس فرمود:
(قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ): به اين مشركين منكر نبوت بگو:
«اللَّه» را يا «رحمان» را بخوانيد. در باره اين جمله، اقوالى است.
١- شبى پيامبر در مكه، به سجده افتاده، مىگفت: «يا رحمان يا رحيم» مشركين گفتند: او چنين مىپندارد كه داراى يك خداست، در حالى كه دو خدا را مىخواند.
اين قول از ابن عباس است.
٢- ميمون بن مهران گويد: مشركين گفتند: ما رحيم را مىشناسيم ولى رحمان را نمىشناسيم.
٣- ضحاك گويد: يهوديان گفتند: نام رحمان در قرآن كم و در تورات زياد است.
(أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى): خدا را نامهايى نيكوست. هر كدام را