ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢١٥ - مقصود
است محلى از اعراب نداشته باشد و حرف عطف از آن حذف شده باشد.
(عَلى وُجُوهِهِمْ): حال.
(أَنْتُمْ تَمْلِكُونَ): «انتم» فاعل است براى فعل محذوف، زيرا پس از «لو» جز فعل در نمىآيد، بنا بر اين هر گاه بدنبال آن اسم در آيد، فعلى در تقدير است. شاعر گويد:
|
لو غيركم علق الزبير بحبله |
ادى الجوار الى بنى العوام |
|
يعنى: اگر غير از شما به پيمان زبير پيوسته بود، به مجاورت بنى العوام در مىآمد.
مقصود:
اكنون به پيامبر خود مىفرمايد:
(قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ): اى محمد، به اين مشركين بگو: همين بس كه خداوند ميان من و شما گواه است و او برسالت من گواهى مىدهد. معناى اين جمله، در سوره رعد گذشت.
(إِنَّهُ كانَ بِعِبادِهِ خَبِيراً بَصِيراً): هيچ يك از حالات مردم، بر خداوند پوشيده نيست. مقصود اين است كه در تهديد ايشان، اصرار ورزد.
(وَ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ): هر كس اهل اخلاص و طاعت باشد و بواسطه آن خداوند، بهدايتش حكم كند، اهل هدايت است.
(وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِهِ): و هر كس اهل گناه باشد و خداوند بگمراهيش حكم كند او را ياورى نيست كه گمراهى را از او دور گرداند.
ما در باره وجوه هدايت و گمراهى در سوره بقره، گفتگو كردهايم.
(وَ نَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَلى وُجُوهِهِمْ): بروز قيامت، آنها را بر پيشانى بسوى آتش مىكشيم. همانطورى كه در دنيا هر گاه بخواهند، كسى را شكنجه دهند و به او توهين كنند، با او همين طور رفتار مىكنند.
انس بن مالك روايت كرده است كه:
- مردى عرض كرد: