ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢١٢ - مقصود
بسوى آنها مىفرستاديم. اين معنى از حسن است.
جبائى گويد: يعنى اگر ساكنان زمين فرشتگانى بودند كه بدنيا و لذات آن اطمينان داشتند و ترس و بيمى نداشتند و در برابر دينى تسليم نبودند، بسوى آنها فرشتهاى مىفرستاديم كه آنها را رهنما باشد.
ابو مسلم گويد: يعنى اگر اهل زمين، فرشته بودند، ما هم فرشتهاى بسوى آنها مىفرستاديم، تا گفتههاى او را بفهمند.
برخى گويند: عرب مىگفتند: ما در روى زمين، زندگى آرامى داشتيم. محمد آمد و زندگى ما را به نگرانى و آشوب كشانيد. خداوند در پاسخ آنها فرمود: اين كه سهل است، آنها اگر فرشته هم بودند و زندگى آرام و بى سر و صدايى داشتند، باز هم ما رسولى از جنس خودشان بسوى آنها مىفرستاديم، زيرا مقتضاى حكمت، همين است، بنا بر اين آرامش زندگى آنها مانع فرستادن پيامبر از جانب ما نيست، زيرا آنها بوجود پيامبر، سخت نيازمند هستند و بيخود و بيجهت، به انكار و ستيزه مىپردازند.
پرسش:
فرستادهاى كه از جانب خداوند، بسوى پيامبر مىآيد، فرشته است و از جنس پيامبر نيست. چه مانعى دارد كه فرستاده خدا بسوى مردم نيز فرشته باشد و از جنس ايشان نباشد.
پاسخ:
پيامبر كه صاحب معجزه است، كسى است كه براى نبوت برگزيده شده و خوى فرشتگان پيدا كرده است. اما مردم ديگر داراى خوى فرشتگان نيستند، زيرا پيامبر فرشته را مىبيند ولى مردم او را نمىبينند. بدين ترتيب، او از جهتى شبيه فرشتگان و از جهتى شبيه مردم است و اين خود مقام والايى است كه نصيب هر كسى نمىشود.
علاوه بر اين، پيامبر براى اثبات رسالت خود، نيازمند معجزه است. معجزه او ديدن فرشته وحى است. مردم هم براى اصلاح زندگى خود نيازمند پيامبر هستند.