ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٠١ - مقصود
سؤال كردند و پيامبر آنها را پاسخ نداد. سؤال كنندگان، گروهى از يهوديان بودند.
جبائى هم اين نظر را اختيار كرده است.
علت اينكه پيامبر از جواب آنها خوددارى كرد، اين بود كه مىدانست به صلاح آنهاست، زيرا نمىخواستند، چيزى بفهمند بلكه قصدشان مزاحمت و بحث و جدال بود و اگر به آنها جواب مىداد، بر عناد آنها افزوده مىشد.
گفتهاند: يهوديان به كفار قريش گفتند: از محمد، در باره روح سؤال كنيد.
اگر شما را پاسخ داد، پيامبر نيست و اگر پاسخ نداد، پيامبر است، زيرا ما در كتابهاى خود، اينطور خواندهايم. خداوند به پيامبر خود دستور داد كه به آنها پاسخ نگويد و حل اين معمى را به عقل و فكر خودشان واگذار كند، تا دليلى بر صدق گفتار و نبوتش باشد.
٢- آنها سؤال كردند كه: آيا روح، مخلوق و حادث است، يا نه؟ خداوند فرمود: به آنها بگو: روح، آفريده پروردگار من است.
بنا بر اين، آنچه را سؤال كرده بودند، به آنها پاسخ داد. ممكن است مقصود از اين روح- بنا بر گفته ابن عباس و ديگران- روان انسان و- بنا بر گفته حسن و قتاده- جبرئيل يا فرشتهاى باشد كه از عجايب مخلوقات است و داراى هفتاد هزار صورت و هر صورتى هفتاد هزار زبان است و همه زبانها به تسبيح خدا مشغولند. مطلب اخير از على (ع) روايت شده است. ممكن است مقصود عيسى (ع) باشد، زيرا او را هم روح ناميدهاند.
٣- مشركين از پيامبر سؤال كردند كه: روح، يعنى قرآن، چگونه بوسيله فرشته وحى به او القا مىشود يا اينكه چگونه، معجزه مىباشد و نظم و ترتيب آن با گفتهها و سرودههاى ايشان مخالف است؟! خداوند متعال در اين آيه:( وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا) (شورى ٥٢: ما روحى از امر خود بتو وحى كرديم) قرآن را روح ناميده است، بنا بر اين، خداوند به پيامبرش دستور داد كه بگويد: قرآن، از امر پروردگار من است. او قرآن