ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٠٠ - مقصود
براى مردم، در اين قرآن از هر مثلى آوردهايم، ولى بيشتر مردم، جز انكار و مخالفت، كارى نكردند.
لغت:
ظهير: پشتيبان و ياور.
تصريف: گردانيدن چيزى به اطراف. تصريف سخن اين است كه بوسيله آن معانى مختلف، خواسته شود.
اعراب:
(إِلَّا رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ): استثناى منقطع. يعنى: «و لكن اللَّه تعالى رحمك فاثبت ذلك فى قلبك ...»[١] لا يأتون: اين فعل مرفوع است، زيرا هر گاه شرط و قسم، هر دو در كلام باشند، غلبه با قسم است و جواب براى قسم آورده مىشود. يعنى: «و اللَّه لا يأتون بمثله» شاعر گويد:
|
لئن عادلى عبد العزيز بمثلها |
و امكننى منها اذاً لا اقبلها |
|
يعنى: اگر عبد العزيز، مثل آن را بمن باز گرداند و بدان دست يابم بخدا صرف نظر نخواهم كرد. يعنى: «و اللَّه لا اقيلها».
مقصود:
اكنون به پيامبر خود مىفرمايد:
(وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي): اى محمد، از تو در باره روح سؤال مىكنند. اختلاف است كه آيا مقصود از اين روح، چيست؟ اقوالى در اين باره وجود دارد:
١- ابن مسعود و ابن عباس و جماعتى گويند: آنها از روحى كه در بدن انسان است،
[١]- ممكن است استثناى متصل و مستثنى منه محذوف باشد. يعنى: اين نعمتها بتو اختصاص نيافت، مگر بخاطر رحمت پروردگارت. ممكن است استثناى متصل از جمله لا تَجِدُ لَكَ بِهِ ... باشد. يعنى: براى خويش در باره آن، جز رحمت پروردگارت، مدافعى نخواهى يافت.