ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٦٨ - مقصود
|
و من يجعل المعروف من دون عرضه |
يفره و من لا يتق الشتم يشتم |
|
يعنى: هر كس پايه زندگى را بر نيكى گذارد، كامل مىشود و هر كس از سخن زشت نپرهيزد، از سخن زشت ديگران مصون نيست.
استفزاز: با تردستى و سرعت، كسى را لغزانيدن و او را از راه صواب دور كردن.
استطاعت: نيرويى در اعضا كه بتوانند كارها را انجام دهند. طوع و طاعت، رام بودن براى انجام كار.
اجلاب: راندن. ابن اعرابى گويد: «اجلب الرجل على صاحبه» يعنى: او را تهديد كرد و سپاهيان خود را بر سر او فرود آورد.
اعراب:
طينا: زجاج گويد: اين كلمه حال است. يعنى: او را آفريدهاى در حالى كه از خاك است. ممكن است به تقدير «من طين» باشد. مثل:( أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلادَكُمْ) (بقره ٢٣٣: ان تسترضعوا لاولادكم) برخى گفتهاند: تميز است.
ا رايتك: اين كاف، محلى از اعراب ندارد، زيرا حرف خطاب و براى تأكيد است.
(هذَا الَّذِي): هذا منصوب است به: ارايت. يعنى: اخبرنى عن هذا الذى كرمته على و قد خلتتنى من نار و ...
مقصود:
(وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ): تفسير اين قسمت در سوره بقره گذشت.
(قالَ أَ أَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِيناً): اين جمله استفهام انكارى است. يعنى: ابليس گفت: چگونه براى آدم سجده كنم در حالى كه من بهتر از او هستم؟ اصل من آتش است و از اصل او- كه خاك است- شريفتر است.
از اين آيه، برمىآيد كه شيطان مىدانست كه آدم بر فرشتگان برترى دارد و اگر اين را نفهميده بود، وجهى نداشت كه از سجده، خوددارى كند.
ممكن است خداوند به سجده آدم امر كند، ولى جايز نيست كه به عبادت او فرمان