ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١١٥ - نظم آيات
بلكه باعث افزايش درجات آخرت مىشود.
(لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ): برخى گويند: اين خطاب متوجه پيامبر عاليقدر اسلام و منظور امت اوست: برخى گويند: يعنى اى شنونده يا اى انسان، در اعتقاد و اقرار و رغبت و تمايل خود، با خداوند يكتا خدايى قرار مده.
(فَتَقْعُدَ مَذْمُوماً مَخْذُولًا): زيرا اگر چنين كنى، در تمام عمر مورد ملامت عقلا هستى و دچار خوارى مىشوى و كسى يارى تو نمىكند. ديگر خداوند هم ترا بحال خود مىگذارد و كمك خود را از تو باز مىدارد، تا همان كسى كه شريك خدا پنداشتهاى از تو يارى كند! برخى گويند: «قعود» به معناى نشستن نيست، بلكه به معناى خوارى و زيانكارى و ناتوانى است. چنان كه وقتى مىگويند: «قعد به الضعف من القتال» يعنى: از جنگ، عاجز شد.
نظم آيات:
آيه اول، متصل است به آيه( حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا) يعنى: خداوند، جز بعد از فرستادن پيامبران، و صادر كردن امر و نهى و تمام كردن نعمت و ظهور سركشى از مردم كافر و فاجر، عذاب نمىكند.
برخى گويند: متصل است بداستان بنى اسرائيل و كيفرى كه در مرحله اول و مرحله دوم، گريبانگير آنها كرد. در اينجا بيان مىكند كه كار خداوند، بر طبق سنت دائمى و هميشگى صورت گرفته است، زيرا او هنگامى مردم قريهها را هلاك مىكند كه «مترفين» و رؤساى متنعم قريهها را امر بطاعت كند و آنها سركشى كنند، بنا بر اين هلاك شدن آنها از راه استحقاق است و بى سبب نيست.