ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٠٢ - مقصود
هر گاه به بردهاى بگويند: «عنقك او رقبتك حر» (يعنى گردن تو آزاد است) آزاد مىشود. چنان كه ابو حنيفه گفته است، زيرا گردن، بجاى همه بدن است. ولى اگر بگويد: «يدك او شعرك حر» (يعنى دست يا موى تو آزاد است) برده آزاد نمىشود، زيرا دست يا مو به جاى همه بدن بكار نمىرود. شافعى مىگويد: اينها فرقى ندارند و در هر دو صورت، برده آزاد مىشود.
اعراب:
بنفسك: در محل رفع و فاعل است براى «كفى» حسيباً: تميز.
ابو بكر سراج گويد: يعنى: «كفى الاكتفاء بنفسك» بنا بر اين فاعل محذوف و جار و مجرور در محل نصب و «حسيباً» حال است.
مقصود:
از آنجا كه قبلا مردم بدكار را تهديد كرده بود، در اينجا در صدد بيان كيفيت آن بر آمده، مىفرمايد:
(وَ كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِي عُنُقِهِ): ابن عباس، مجاهد و قتاده گويند: يعنى هر انسانى عمل نيك و بدش را بگردنش افكندهايم. يعنى: همچون طوقى در گردن اوست و هرگز از او جدا نمىشود. علت اينكه: عمل را طائر گفته، اين است كه عرب چنين كرده، گويد: «جرى طائره بكذا» يعنى عملش اينطور جارى شد. نظير آن در قرآن اينهاست:( قالُوا طائِرُكُمْ مَعَكُمْ) (يس ١٩: گفتند: عملتان با خودتان است) و( إِنَّما طائِرُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ) (اعراف ١٣١: همانا عملشان پيش خداست).
حسن گويد: «طائر آدمى» يعنى چيزهاى با ميمنت و شوم او. مقصود هر چيزى است كه انسان بفال بد يا نيك مىگيرد.
ابو عبيده و قتيبى گويند: طائر انسان يعنى: بهره او از نيك و بد. علت اينكه:
گردن را ذكر كرده، اين است كه اين عضو، محل طوق طلايى است كه بگردن نيكوكاران افكنده مىشود و محل زنجيرى است كه بگردن بدكاران.