ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٠١ - لغت
طبق قرائت سوم، «كتاب» مفعول به است. ممكن است تميز يا حال باشد. كلمه «منشوراً» طبق هر سه قرائت حال است.
يلقاه: ابو جعفر و ابن عامر «تلقّيه» بضم تاء و فتح لام و تشديد قاف خواندهاند.
شاهد قرائت متن، آيه( وَ إِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ) (تكوير ٨: هنگامى كه نامهها گشوده شوند) و شاهد قرائت «تلقّيه» آيه:( وَ يُلَقَّوْنَ فِيها تَحِيَّةً وَ سَلاماً) است (فرقان ٧٥: در آنجا به تحيت و سلام برمىخورند.)
لغت:
انسان: اين كلمه هم بمردم گفته مىشود، هم بزن. هر گاه بخواهند زن و مرد را مشخص كنند، مىگويند: «رجل و امرأة». اشتقاق اين كلمه، بنظر بصريان از «انس» يا «انس» و بر وزن «فعلان» است. كوفيان اين كلمه را از «نسيان» مشتق مىدانند و گويند:
اصل آن «انسيان» بوده و ياء حذف شده است. مىگويند: دليل اين مدعى اين است كه:
عرب در تصغير آن «انيسيان» مىگويد.
طائر: در اصل به معناى پرنده و در اينجا مقصود عمل انسان است. همانطورى كه مردم پرندگان را بفال نيك يا بد مىگيرند، عمل نيز بفال بد و نيك، گرفته مىشود.
بنا بر اين «طائر» استعاره است براى عمل انسان.
رسم عرب اين بود كه در وقت سفر، اگر پرنده از راست به چپ مىرفت، بفال بد مىگرفتند و اگر از سمت چپ براست مىرفت، بفال نيك مىگرفتند، زيرا هر گاه بطرف راست مىرفت، براى تير انداز ممكن بود كه او را صيد كند و هر گاه بطرف چپ مىرفت، ممكن نبود.
ابو زيد مىگويد: كلمه طائر را تنها در مورد پرندگان بكار نمىبردند، بلكه به آهو و ... نيز طائر مىگفتند.
علت اينكه: مىگويد طائره فى عنقه يعنى عملش در گردنش هست و نمىگويد:
در دستش، اين است كه: مىخواهد بفهماند كه عمل همچون طوقى بر گردن انسان است و هرگز از انسان جدا نمىشود. عرب كلمه «عنق» را بمعناى ذات شخص بكار مىبرد. مثلا