سيرى در ساحل بينش و منش حضرت امام خمينى(ره) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٧ - حوادث تاريخ، قابل تكرار است
پيكر داشتند؛ اما با اين وصف، سرانجام با شخص ديگرى بيعت كردند كه نبايد مىكردند؛ يعنى با كسى غير از آنكه حضرت رسول(صلى الله عليه وآله) ـ از سوى خداـ تعيين فرموده بود!
قصّه اين قضيّه و رمز و رازش چيست؟ قصّه، قصّه تكرار حوادث تاريخ است؛ سرگذشت گذشتگان، قابل تكرار است.
گَرَت باور بُوَد ور نه *** حكايت اين بود و ما گفتيم
اگر در زمان مشروطيت غربزدگان آمدند و دستاورد علما و مجاهدان را به يغما بردند و فرهنگ غربى را جانشين فرهنگ اسلامى كردند، همان مسائل و مطالب قابل تكرار است. به هوش باشيد! دگر بار اگر پايمان در چاله و چاه برود؛ جز خود خويش، شخص ديگرى را ملامت نكنيم.[١] مگر چقدر بايد آزمايش و تجربه كنيم؟! آن نهضت ملى شدن نفت بود كه علما هزينه كردند. نذرها و عبادتها كردند.
بنده خود به چشم خويشتن ديدم ـ شب عاشورا بود يا تاسوعا ـ كه آيتالله كاشانى به مسجد سيد عزيزالله تهران آمد و از مردم درخواست توسل كرد و گفت: «فردا نماز جعفر طيّار بخوانيد! مسأله «ملى شدن» صنعت نفت است. ـ خدا ما را بر انگليسىها، پيروز كند !»
واقعه «سى تير» به وقوع پيوست؛ چقدر از مردم كشته شدند! اما همين كه امر به دست ملىگراها افتاد، سرمست شدند و تمام زحمتهاى مردم را فراموش كردند و تاريخ، تخريب و تحريف شد! علما را طرفدار دربار معرفى كردند،
[١] زيرا مؤمن عاقل، دو بار از يك سوراخ گزيده نمىشود؛ به اقتباس از آن ضربالمثل كه مىگويد: «مارگزيده از ريسمان سياه و سفيد مىترسد».