سيرى در ساحل بينش و منش حضرت امام خمينى(ره) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١ - سرآمدِ نوابغ تاريخ (پيامبر خاتم) نيز، به تنهايى جامعه و تاريخ را نساخت
ممكن است فردى فقيهتر يا در بعضى از جنبههاى علوم اسلامى برتر از او وجود داشته باشد؛ ولى در مجموع، آن كه چنين بينش جامع و ژرفى از اسلام در تمام ابعاد داشته باشد؛ در طول عمر پر بركت خود، لحظهاى از اصول اسلامى رويگردان نشده باشد؛ هرگز در راهى كه تشخيص داده، سستى نورزد و هيچ عاملى نتواند او را از عمل به وظيفهاش باز دارد بسيار كمياب است.
سخن، در بيان نارسايى آن دو نظريه جامعهشناختى بود. از تاريخ انبيا كه بگذريم، در نهضت امام خمينى نيز قصّه همان است؛ يعنى دو نظريهاى كه در ابتداى نوشتار به آنها اشاره شد، با انقلاب اسلامى ما انطباق ندارند. نهضت امام خمينى، پديدهاى بود كه در عصر ما اتفاق افتاد. بيشتر ما شاهدش بوديم و بسيارى هم، در آن مشاركت مستقيم و جدى داشتيم. بدون شك، اين پديده تاريخى ـ با وجود تحليلهاى فراوانى كه در اين دو دهه، دوست و دشمن، در تمام جهان درباره آن انجام دادند ـ هنوز زواياى ناشناخته بسيارى دارد.
اين نهضت، بدون ترديد زمينههاى اجتماعى ـ تاريخى بسيارى داشته است. عواملى مانند عقايد شيعه، دگرگونىهاى زندگى شيعه در طول تاريخ، زحمتهايى كه عالمان و بزرگان در تبيين سيره اهلبيت(عليهم السلام) كشيدهاند، اعتقاداتى كه مردم ـ بهويژه مردم شيعه ايران ـ نسبت به حركت ائمه اطهار و بهويژه قيام حضرت سيدالشهدا(عليه السلام) داشتهاند، آداب و رسومى كه در طول تاريخ شكل گرفته بود و عوامل ديگرى كه در قرن اخير در كشور ما پديد آمد. به طور قطع، مجموعه عوامل پيش گفته، زمينههايى را براى اين تغيير فراهم آورده بود؛ چنان كه شخصيت عظيم رهبر اين نهضت نيز، تأثير فوقالعادهاى داشت؛ به گونهاى كه دشمن و دوست نتوانستند آن را انكار كنند.