سيرى در ساحل بينش و منش حضرت امام خمينى(ره) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠ - سرآمدِ نوابغ تاريخ (پيامبر خاتم) نيز، به تنهايى جامعه و تاريخ را نساخت
بىاعتنايى به دين هم، سقوطها، عقبگردها و انحطاطى بود كه براى خود و جامعه خويش به بار آوردند.
در طول اين تاريخ ـ بعد از ائمه(عليهم السلام) ـ افراد اندكشمارى يافت مىشوند كه اسلام را با همه جوانب و در همه ابعاد آن (عقايد، اخلاق، احكام، مسائل فردى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى، مسائل درون مرزى و بينالمللى)، شناخته باشند، و افزون بر مسائل پيشگفته، بينش اجتماعى و شناخت وى از جامعه، بينشى وسيع و جامع باشد و با وضع جهان، سياستمداران، سياستبازان و دسيسهها آنان آشنايى كافى داشته باشند، دست سياستبازان و توطئهگران را از پيش بخوانند و بدانند كه آنان در چه كارند و چه نقشههايى مىكشند، حتى گاهى، پيش از آنكه آنان طرحى را ارائه كنند، او پيشاپيش نقشه آنان را بخواند كه چه خواهند كرد؛ يعنى از نظر بينش جهانى و شناخت سردمداران استكبار و زورمندان جهانى، پيشتر و بيشتر از همه بدانند كه آن سياستبازان، چه نقشهاى در بر و چه خيالى در سر دارند. در زندگى فردى؛ زاهد، پارسا، نمونهاى از زندگى پيشوايان معصوم و ياران والامقام آنان و در مهربانى؛ از مادر براى امت، مهربانتر باشند. در دورانديشى و دورنگرى ـ نسبت به دشمنان و بيگانگان ـ بافراست و تيزبين بوده و بتوانند اسلام را آنچنان كه هست، بشناسند و آنگونه كه بنيانگذار آن خواسته است، در خودشان اجرا كنند و بعد در اجراى آن (اسلام ناب) در جامعه و جهان همت گمارند و تمام نيروهاى خويش را براى اين هدف به كار ببرند.
در اين چهارده قرن ـ پس از ائمه(عليهم السلام) ـ كمتر كسى را با ويژگىهاى پيشگفته، مانند يك قهرمان، يعنى حضرت امام خمينى(رحمه الله)سراغ داريم. اگر دوست و دشمن، شخصى را با اين ويژگىها سراغ دارند، معرفى كنند؛ اين گوى و اين ميدان. البته