سيرى در ساحل بينش و منش حضرت امام خمينى(ره) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٨ - راهبرد علوى
همين امير مؤمنان و پيشكسوت سلحشوران است كه مقابلِ يتيمان اشك مىريزد. وقتى باخبر مىشود كه يك «خلخال» را از پاى يك دخترِ كافرى در آوردهاند، به خشم مىآيد و مىفرمايد كه اگر مؤمنى از درد اين ظلم، جان بدهد، جا دارد: «فَلَوْ أَنَّ إمرأً مسلماً ماتَ مِنْ بَعدِ هذا أسفاً، ما كانَ بِهِ مَلُوماً؛ بَلْ كانَ عندي جَديراً»؛[١] يعنى اگر از اين پس، مسلمانى از غم چنين حادثه و ظلمى بميرد؛ سزاوار ملامت نيست؛ بلكه در ديده من، شايسته كرامت است. خلاصه، يعنى جا دارد كه يك مؤمن، براى اين حادثه، از غصه بميرد.
اما همين على، پاى حكم خدا كه ميان مىآيد، ديگر انعطاف نمىشناسد و نرمش ندارد. آيا ما با اين سستى و بىحالى مىتوانيم پيرو على باشيم! آيا مىتوانيم پيرو خط امام خمينى باشيم؟! امام با آن قاطعيتش و ما با اين وضع!
پس از اين توضيح درباره راهبرد قرآنى، ابراهيمى و علوى كه الگوى امام خمينى(رحمه الله) هستندـ به پرسش اوّل پاسخ مىدهيم و با ذكر چند نمونه از قاطعيتهاى امام خمينى(رحمه الله) براى حفظ ارزشها، اين بحث را ختم به خير مىكنيم. پرسش اين بود كه «راهبرد امام خمينى(رحمه الله) در دفاع از ارزشها چه بود؟»
پاسخ اين پرسش را مىتوان در چند جمله ذيل خلاصه كرد كه راهبرد امام:
اوّل: شناخت خود ارزشها بود؛
دوم: معرفى ارزشها به مردم؛
سوم: اعتماد به مردم و باور داشتن آنان، در اينكه به دينشان علاقه دارند؛
چهارم: وى در مقام حفظ ارزشها، در مسلّمات اسلام قاطع بود (چند نمونه از آن صلابتها را خواهيم آورد).
[١] ر.ك: نهجالبلاغه، خطبه ٢٧.