سيرى در ساحل بينش و منش حضرت امام خمينى(ره) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٥ - راهبرد قرآن در حفظ ارزش ها (نه سازش، نه تسليم)
اكرم(صلى الله عليه وآله) با مسلمانان در شِعب ابىطالب، چنان در محاصره بودند كه نان و آب به آنان نمىرسيد؛ ابوطالب بايد شبها مخفيانه برايشان آب مىبرد. در مثل چنين شرايطى، اهل طائف آمدند و گفتند كه اگر اين سجده كردن را از ما برداريد، قرارداد مىبنديم كه از شما حمايت كنيم. در جنگها از شما حمايت و دين شما را قبول مىكنيم؛ فقط اين به خاك افتادن، بر ما سنگين است. آيه نازل شد كه اى پيامبر!ـ اگر انعطافى پيدا مىكردى، در دنيا و آخرت معذب مىشدى. قرآن مىفرمايد كه كفار، خيلى دلشان مىخواست كه تو يك مقدار، نرمش به خرج مىدادى تا آنان هم با تو نرمش و سازش كنند: وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُون؛[١] اما اگر اين كار را مىكردى، اسم تو از طومار انبيا محو مىشد؛ مگر تو آمدهاى كه سازش كنى؟
اگر پيامبر به بتها بد نمىگفت همانگونه كه قبل از بعثت مىآمد، نماز مىخواند و به هيچ بتى هم سجده نمىكردـ كفار، با او كارى نداشتند. دشمنى با آن حضرت، زمانى آغاز شد كه به بتها بد گفت و در مقام مقابله و مخاصمه با بتپرستان برآمد؛ مگر پيغمبر نمىتوانست، با آنان سازش كند؟
كفار، دوست داشتند كه تو چيزى بر ضد بتها نگويى و آرام، كار خودت را بكنى و آنان هم كار خودشان را بكنند؛ يعنى در كنار هم، زندگى مسالمتآميزى داشته باشيد و به روى هم لبخند بزنيد؛ ولى پيامبر اجازه نداشت. قرآن مىگويد كه برو، فرياد بزن و از اينان نترس! تو مبعوث شدهاى تا مردم را راهنمايى كنى، نه اين كه با كفار سازش كنى. سازش كردن كه كار مشكلى نيست؛ نه جنگى از آن برمىآيد، نه خونريزى، نه زندانى و نه محاصرهاى.
[١] قلم، ٩.