سيرى در ساحل بينش و منش حضرت امام خمينى(ره) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٠ - در دفاع از ارزش ها
وقتى مىگوييم امام خمينى(رحمه الله) به جامعه انسانيت چه خدمتى كرد؟ ذهن صاحبان تفكر و نگرش اوّل، به سراغ همان معناى نخست رهبرى سياسى ـ اجتماعى در محدوده انسان دنيوى مىرود؛ در حالى كه حضرت امام، «انسان» را فراتر از اين موجودِ دوپاى جسمانى مىديد؛ زيرا در اين جهت (امور دنيايى)، انسان با ديگر حيوانها شريك است. انسانيت انسان هم، به اين نيست كه يك زندگى اجتماعىِ منظمى داشته باشد. ممكن است، هزاران نوع تلاش انجام دهيم تا زندگى را منظم كنيم، تقسيم كار كرده، اصول مدنيت را رعايت كنيم؛ اما با اين همه، نتوانيم به اندازه يك كندوى زنبور عسل، نظم را در جامعه ايجاد كنيم و يا نتوانيم به اندازه يك موريانه، نظم و مقررات اجرايى دقيق برقرار سازيم.
انسانيت انسان، تنها به نظم اجتماعىاش نيست؛ به رفاه و تنعمات زندگىاش نيز نيست.[١] ما چه مىدانيم كه لذت حيوانات، چگونه است. از كجا بدانيم كه لذتهاى زندگىشان، از ما بهتر نباشد؛ از حيوانهاى كوچك مثل گنجشكها، بلبلها و... ـ گرفته تا حيوانات بزرگ؛ مانند فيل، شير و حيوانهاى ديگرى كه ما از باطن آنها خبر نداريم. ما خبر نداريم اين موجودات، چه اندازه از زندگىشان لذت مىبرند. شايد آن بلبلى كه بر روى شاخه گلى نشسته و نغمهسرايى مىكند، خيلى لذتش از ما بيشتر باشد؛ بنابراين صرف لذت، ملاك «انسانيت» نيست.
انبيا، انسان را بهگونهاى ديگر مىديدند؛ ايشان، اين بدن محسوس را يك پوشش جسمانى براى يك جوهر معنوى و الاهى مىدانستند.
[١] نهتنها صرف نظم اجتماعى؛ بلكه اصل زندگى اجتماعى، اهميت ذاتى ندارد؛ البته ضرورتش از اين لحاظ است كه زمينه بيشترى را براى نيل اعضا به سعادت ابدى فراهم مىآورد؛ آن هم با انجام افعال اختيارى؛ زيرا اساساً اين تقسيم افعال اختيارى به خوب و بد است كه «نظام ارزشى» را به وجود مىآورد. تفصيل مطلب را در كتاب حقوق و سياست مؤلف ببينيد.