سيرى در ساحل بينش و منش حضرت امام خمينى(ره) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٣ - امام و مؤسسه در راه حق
حدود يك ربع يا بيست دقيقه صحبت كردم و حضرت امام با دقت تمام، به عرايض بنده گوش مىدادند. مطلب كه به اينجا (قصّه آموزشهاى جديد) رسيد، احساس كردم ايشان مىخواهند صحبتى بكنند؛ از اين رو بنده ديگر سكوت كردم و براى شنيدن سخنان امام منتظر ماندم.
حضرت ايشان فرمود: «شما اينجا را توسعه بدهيد، بودجه اينجا را خودم تا زنده هستم، مىپردازم و شما اقدام كنيد!» وقتى كه امام چنين فرمود، ادامه صحبت را لازم نديدم و اجازه مرخصى خواستم.
با خود مىگفتم: همين كه امام در حق ما لطف كرد و اين كار را مورد عنايت قرار داد، بزرگترين سرمايه و دلگرمى براى ما خواهد بود؛ ولى فكر نمىكردم كه ايشان با آن همه گرفتارىهايى كه در آن زمان داشت، اين مسأله را دنبال كند. تصور مىكردم كه اين مطلب را به فراموشى بسپارد؛ ولى دو ـ سه روز بعد آقاى شيخ حسن صانعى تماس گرفت و گفت: «امام فرمودند كه آيا براى توسعه آن كار (مؤسسه) اقدام كرديد يا نه؟» گفتم: «اكنون كه وسط سال است، و ما بايد براى اوّل سال، برنامهريزى كنيم». او گفت: «نه، نظر امام اين است كه از همين ايّام براى توسعه مؤسسه اقدام كنيد و بودجهاش هم هرچه شد، اطّلاع دهيد كه بفرستيم.»
با اين پيام امام، بودجه را پيشبينى و محاسبه كرديم و ايشان نيز از ماه بعد آن را پرداختند. ما همان وسط سال كار را آغاز كرديم و يك كلاس جديد تشكيل داديم. منظور اينكه حضرت امام به اين كار فرهنگى، اهتمام ويژهاى داشت و براى پيگيرى، نماينده خويش را به قم فرستاد. بدون مراجعه ما، ايشان مسأله را پيگيرى كرد. اين كار امام حكايت از آن مىكرد كه ايشان با دگرگونىهاى حوزه و با سبكِ كار ما موافق است.