سفر به سرزمين هزار آيين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٦١ - با نخبگان و ايرانيان
مجموعهاى را خودش آفريده باشد، نداريم. چنين چيزى سابقه ندارد، لااقل ثابت نشده است. ما در زندگى حيوانات يكنواختى مستمرى را مىبينيم، و بعيد است كه چنين ويژگىهايى در آنها پيدا شود؛ البته احساس عواطف در حيوانات هست؛ هم بين خودشان و هم گاهى بين انسان و حيوان، بين گربه و انسان، بين سگ و انسان، و...، گاهى آنچنان به هم انس مىگيرند كه جدايى آنها ممكن است به مرگ ديگرى منجر بشود، ولى به هر حال آثار خلاقيت و ابتكار در آنها ديده نمىشود. در انسان، عواطف و احساسات هر روز مظهر جديدى را مىآفرينند اين ديوانهاى شُعرا، اين آثار هنرى، اين اسطورهها، اينها نشانههايى از تحول، تكامل و ترقى در بُعد عاطفى و احساسى انسان است. اينها جزو ويژگىهاى اوست. انسان يك بُعد روحى هم دارد كه در اشخاص نخبه و آنها كه لطيفتر هستند، برجستگى بيشترى دارد. روانشناسان اين بُعد وجودى انسان را بُعد برتر گفتهاند يعنى بعد از نيازهاى فيزيولوژيك و ساير نيازهاى احساسى ـ عاطفى، اين بُعد را بُعد برتر انسان دانستهاند. روانشناسان كمالگرا و انسانگرا مثل «مزلو»[١] معتقدند كه انسانيت انسان فراتر از اينهاست، اصلا وقتى انسان، انسان مىشود كه به آن بُعد
[١] ابراهام هارولد مزلو (Abraham Harold Maslow) از روانشناسان انسانگراى معاصر است.