سفر به سرزمين هزار آيين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٠ - در سفارت ايران در هند
شفاعت، امرى است كه خود خدا قرار داده براى اينكه ما مزه رحمت فوقالعادهاش را درك كنيم، همينطور بگويند خدا كرده خيلى جدى نمىگيريم؛ چون شعور و معرفتمان كم است. آن كسانى كه خودشان درك مىكنند، واسطه مىشوند تا به دست آنها خيرات و رحمتهايى به ديگران برسد تا مردم به اين وسيله خدا را بشناسند و بر معرفتشان افزوده شود. اين شفاعت، عين توحيد است و لذا خدا در همين عالم نهتنها براى حوايج مادّى كه براى آمرزش گناهان نيز شفاعت را مطرح كرده و فرموده است غير از اينكه خودتان استغفار مىكنيد نزد پيغمبر برويد تا او هم برايتان استغفار كند. اين حرف بسيار بلندى است. ما همه مىگوييم انسان گناهكار وقتى توبه كرد گناهش آمرزيده مىشود، اما قرآن مىگويد: وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوّاباً رَحِيم؛[١]اگر گناه مىكنند، نزد پيغمبر بروند خودشان استغفار كنند پيغمبر هم برايشان استغفار كند، آن وقت خدا آنها را مىبخشد. براى آمرزش گناهان غير از استغفار خود انسان پيغمبر هم بايد امضا كند. در مقابلش وقتى به منافقين مىگفتند بياييد نزد پيغمبر تا برايتان استغفار كند، مىگفتند: رهايمان كنيد خودمان مىرويم استغفار مىكنيم چرا منّت
[١] نساء: ٦٤.