جانها فداي دين - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٦ - ديدگاه صحيح در تحليل واقعه عاشورا
ايفاى مسؤوليتها و وظايف دينى خود و هدايت و ارشاد مردم مىپرداختند و معاويه هم در شام به حكومت و كار خود مشغول بود. چه اشكالى داشت كه اين روش در زمان يزيد هم ادامه پيدا مىكرد؟
البته يزيد با معاويه تفاوتهايى داشت. او جوان و ناپخته بود و سياست نمىدانست و در بسيارى از موارد حتى در ظاهر هم مسائل اسلامى را رعايت نمىكرد؛ اما در هر صورت مىشد كم و بيش به گونهاى با او كنار آمد. به ويژه اگر توجه كنيم كه از آن طرف، قيمت مخالفت با يزيد و كنار نيامدن با او هم بسيار گران تمام شد. بهاى اين كار آن بود كه سر اباعبدالله الحسين(عليه السلام) بالاى نى رفت، ١٨ نفر از بهترين افراد و شخصيتهاى بنىهاشم و جمعى از بهترين مسلمانان به شهادت رسيدند، عقيله بنىهاشم، حضرت زينب(عليها السلام) و زنان و دختران اهلبيت(عليهم السلام) به اسارت درآمدند و در پيش چشم نامحرمان از اين شهر به آن شهر گردانده شدند و خلاصه چه فجايعى كه به بار نيامد. با اين احوال چرا امام حسين(عليه السلام) همان رويّه برادرش امام حسن(عليه السلام) و زمان معاويه را اتخاذ نكرد و عَلَم مخالفت با يزيد را برافراشت و راه ناسازگارى با او را در پيش گرفت؟
بررسى تفصيلى و گسترده اين بحث نياز به زمان و فرصتى بيش از مقال حاضر دارد، اما ما در اينجا سعى مىكنيم تا حد امكان برخى زواياى آن را، هرچند به صورت اجمالى، روشن كنيم.
اولين نكته در اين باره اين است كه بايد توجه داشته باشيم مفهوم «دفاع» به همين معنايى كه معمولا از اين كلمه در ذهن ما وجود دارد محدود نمىشود. ما نوعاً هنگامى كه بحث «دفاع» مطرح مىشود دفاع از آب و خاك به ذهنمان مىآيد. براى مثال، هنگامى كه مىگوييم: «جوانان ما در جنگ تحميلى ٨ سال به دفاع پرداختند»، همين معنا به ذهنمان مىآيد كه يعنى از آب و خاك اين