تولى و تبرى در قرآن - وفا، جعفر - الصفحة ٢٤
فرجام ولايت شيطان: قرآن از نتيجه تولّى شيطان تعبير جامعى دارد كه نشان دهنده اهميّت موضوع است و آن كلمه خسران است:
وَ مَن يَتَّخِذِ الشَّيطنَ ولِيًّا مِن دونِ اللَّهِ فَقَد خَسِرَ خُسرانًا مُبيناً. (نساء: ١١٩)
هر كس كه شيطان را ولى خود بگيرد نه خدا را، به خسران آشكار دچار مىشود.
ب. ولايت طاغوت طاغوت از مادّه طغيان و به معناى سركشى و تجاوز از حدّ فطرى است. انسان بايد براى رسيدن به كمال معنوى حركت نمايد. عاملى كه او را از حركت صحيح و هدف مقدس باز مىدارد و در مقابل خداوند به عصيان وا مىدارد «طاغوت» است. بنابراين، طاغوت اسم خاصّ يا بت معيّنى نيست، بلكه به هر چيزى كه سبب انحراف انسان و سدّ راه خدا باشد، «طاغوت» گفته مىشود و آن گاهى طلا و نقره و ديگر مظاهر مادى است و گاهى شخص تبهكار و فسادانگيزى چون فرعون و ... و گاهى شيطان يا هواى نفسانى انسان. «١» بر اين اساس، قرآن هر ولايتى كه در راستاى ولايت خدا نباشد، ولايت طاغوت مىداند:
وَالَّذينَ كَفَرُوا اولِياؤُهُمُ الطغوتُ يُخرِجونَهُم مِنَ النُّورِ الَى الظُّلُمتِ (بقره: ٢٥٧)
و آنها كه كافر گشتهاند، سرپرستشان طاغوت است كه آنان را از نور به سوى تاريكى مىبرد.
ج. ولايت كفّار قرآن كريم، در بسيارى از موارد، ما را از پذيرش ولايت كفّار ممنوع مىسازد. از جمله:
يا ايُّهَا الَّذينَ ءامَنوا لا تَتَوَلَّوا قَومًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيهِم قَد يَئِسوا مِنَ الأخِرَةِ كَما يَئِسَ الكُفّارُ مِنْ اصْحبِ الْقُبورِ. (ممتحنه: ١٣)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، قومى را كه خداوند بر آنان خشم گرفته است، به سرپرستى مگيريد. آنها از آخرت نوميدند، بسان كافران كه از اهل قبور مأيوسند.
اين آيه، ضمن نهى از پذيرش سرپرستى افراد كافر، دليل آن را بيان مىكند و آن «مغضوب و مطرود بودن» آنان از نظر خداوند، و «منكر قيامت بودن» است.