سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٢
در جنگ جمل قيس يكى از فرماندهان سپاه امام (ع) بود منذر بن جارود كه لشكر امام رادرنزديكى بصره مشاهده كرده است، در توصيف خود گويد: اوّل دستهاى هزار نفرى به فرماندهى ابوايّوب انصارى رد شد، بعد گروه هزارنفرى ديگرى فرماندهى خزيمة بن ثابت گذشت، بعد گروه هزارنفرى سوم به فرماندهى ابوقتادة بن ربعى ردشد، سپس عمّار ياسر به فرماندهى هزار نفر عبور كرد وبعد از او سوارى براسبى سرخ موگذشت كه داراى لباس وكلاه سپيد و عمّامه زرد رنگ بود وكمانى به شانه داشت وشمشيرى آويخته بود و پاهايش به زمين مىكشيد وهزاركس به دنبال او بود. گفتم اين كيست؟ گفتند: قيس بن سعد بن عباده باگروهى از انصار وفرزندانشان وديگر مردم قحطان، بعد عبداللّه بن عباس وبعد عبيداللّه بن عباس و قثم بن عباس درگروههاى بعدى عبور كردند وبعد از آنها امام على (ع) درحالى كه محمّد حنفيّه پرچم را جلوى او مىبرد و امام حسن و امام حسين دو طرف حضرت بودند وعبداللّه بن جعفر وبنى هاشم وبزرگان مهاجر وانصار درركاب حضرت بودند عبور نمود. «١» امام (ع) قبل از شروع جنگ، بصريان رابه صلح فراخواند ولى آنها اباكردند وشرارت نمودند وقتى خود را ناگزير از جنگ ديد، پرچم رسول خدا (ص) رابه دست فرزندش محمد بن حنفّيه داد واو رابه پيش فرستاد وخود آماده جنگ شد قيس بن سعد پيش آمد و باسرودن اشعارى به تقويت روحى لشكر پرداخت.
مضمون شعر قيس، چنين بود:
اين همان پرچمى است كه زير آن، همراه پيامبر جنگ مىكرديم و جبرئيل مددكار مابود.
هركس راانصار يارى كنند گرچه ياورى ديگر نداشته باشد، ضرر نمى