سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٨
راضى شدند، به نگارش قرارداد آتش بس پرداختند ورضايت دادند كه هرچه دو داور به حكم قرآن داورى كنند بپذيرند پس از نوشته شدن پيمان نامه داورى عدهاى از ياران على (ع) برآن شهادت دادند كه يكى از آنان عبداللّه بن جعفر بود. «١» ياور امام على (ع) درشرايط سخت در بازگشت رزمندگان از صفين، امام على (ع) از يك مرد كوفى پرسيد:
مردم درباره جنگ و جريان صلح چه مى گويند؟
او گفت: مىگويند على (ع) جمعى داشت كه آنها را با اين عمل خود متفرق ساخت و اگر بابقيّه پيروانش كه فريب حيله معاويه وعمر وعاص را نخورده بودند مى جنگيد كه پيروز مى شدند و يا شهيد، بهتر بود.
حضرت فرمود: من آنان را متفرّق نساختم آنان خود متفرّق شدند. «٢» امّا اينكه گفتند: «چه مى شد اگر (فقط) با گروهى فرمانبردار به پيكار آن كس كه از او نافرمانى كرده بود مى رفت تابراو پيروز شود يانابود گردد، و در آن صورت رفتارش دور انديشانه بود» به خدا سوگند كه اين نظر و رأى از ديده من پنهان نبود، هر چند آغوش من در گسيختن از دنياى گوارا و پذيرفتن مرگ بر خويشتن بسيار گشاده است و كاملًا آماده بوده ام و هستم، ولى وقتى آهنگ پيكار با آن قوم، كردم، بدين دو (حسن و حسين) نگريستم كه داوطلب رفتن به جنگ بودند و از من سبقت گرفته بودند و نيز بدين دو يعنى عبدالله بن جعفر و محمدبن على نگريستم كه در جلوى من براى جنگ آماده بودند و دريافتم كه اگر اين دو حسن و حسين (ع) نابود شوند، نسل رسول خدا (ص) از اين امت گسيخته مى