سرداران صدر اسلام(ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٦
بود، گويى لياقت فرماندهى را از پدر به ارث برده بود واز طرفى امتيازاتى كه دروجود خود عبداللّه نمودار بود سبب شد كه در رديف سرداران صدر اسلام(ج٤) ٣٧ پاسخ بيعت خواهى براى يزيد ص : ٣٦ فرماندهان اميرمؤمنان درجنگ صفين قرار گيرد. «١» پس از رسيدن نيروها به صفين دو گروه درماه ذى حجّه باهم درگير شدند ودرمحرّم آتش بس موقت اعلام شد. بافرارسيدن ماه صفر طرفين براى درگيرى آماده شدند. امام (ع) فرماندهان جناحها رامعيّن كرد وفرماندهى جناح راست لشكر (ميمنه) رابه امام حسن (ع) وامام حسين (ع) وعبداللّه بن جعفر ومسلم بن عقيل واگذار كرد. «٢» واقع بينى در رزم عبداللّه بن جعفر يكى از فرماندهان سواره نظام درصفين بود، روزى يكى از مردان قبيله خزيمه به ا و گفت: آيااسبى هست كه باآن به جنگ بروم؟ عبداللّه گفت: آرى، هركدام از اين اسبها رامىخواهى برگير. چگونه آن شخص تصميم گرفت اسبى را انتخاب كند عبداللّه به اطرافيان گفت: اگر بهترين اسب رابگيرد كشته خواهد شد. آن مرد بهترين اسب راگرفت وبه جنگ آن كس كه او رابه نبرد خوانده بود رفت، و همانطور كه عبداللّه پيش بينى كرده بودكشته شد. «٣» پيش بينى عبداللّه مطابق واقع درآمد. چون او مى دانست كه تجهيزات و امكانات كه دردست افراد شايسته نباشد باعث مىشود دشمن درآنها طمع كند و براى بدست آوردن آن تجهيزات عالى همّ خود راصرف كند وباكشتن طرف مقابل آن تجهيزات راتصاحب نمايدباتوجه به اينكه درآن جنگها هركس همرزمش رامىكشت، آنچه ازاو باقى مى ماند تصاحب مىكرد.