قلمرو دل - محدثى، جواد - الصفحة ٤٢
هر كس نمىدهند.
در كلام حضرت رسول، اين موهبت به نوعى خواست و لطف و عنايت الهى به شمار آمده است، آن جا كه مىفرمايد:
«ما مِنْ عِبدٍ الّا وَ فى وَجْهِهِ عِينانِ، يُبصِرُ بِهِما امْرَ الدّنيا وَ عَيْنانِ فى قَلْبِهِ يُبْصِرُ بِهِما امرَ الآخِرَةِ، فاذا ارادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ خَيراً فَتَحَ اللَّه عَيْنَيهِ اللّتَينِ فى قلبهِ فَأَبْصَرَ بِهِما ما وَعَدَهُ بِالغيب ...؛[١]
هيچ بندهاى نيست مگر آن كه دو چشم در صورت دارد كه با آن دو، كار دنيا را مىبيند و دو چشم در دل دارد كه با آن دو امر آخرت را مىبيند. پس هر گاه خداوند نسبت به بندهاى اراده خير داشته باشد، دو چشم درون او را باز مىكند، تا با آن دو ديده دل، آن چه را خداوند بر اساس غيب به او وعده داده است، ببيند».
و اين همان عرفان شهودى است، يعنى كنار زدن پردهها، ديدن آن سوى پردههاى مادى، عبور از محسوسات، رسيدن به باورهاى يقينى، مشاهده باطن عالم، ديدن بهشت و جهنم در همين دنيا و از هم اكنون، آن روز را ديدن و براى آن كار كردن و شعلههاى دوزخ و سايهسارهاى بهشت را در اين جهان با چشم دل ديدن!
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روزى پس از نماز صبح به جوانى كه در مسجد بود و از بى خوابى چرت مىزد و رنگ پريده و پريشان بود و چشمانى به گودى نشسته داشت، فرمود: «كيفَ اصْبَحْتَ»؟ در چه حالى و چگونه صبح كردى؟ وى گفت در حال يقين، پيامبر پرسيد: هر چيزى نشانهاى دارد، نشانه يقين تو چيست؟ گفت: يقينم، خواب از چشمم ربوده و
[١] - ميزان الحكمه، ج ٥ ص ٢٢٤.