قلمرو دل - محدثى، جواد - الصفحة ٢٧
حكمت پرشده باشد: «اعْلَمُوا انَّ اللَّهَ لَمْ يَمْدَحْ مِنَ القلوبِ الّا اوْعاها لِلْحِكمَةِ».[١] و حكمت چيست؟ جز معرفتهاى ناب و بينشهاى درست و هستى شناسانه و عرفانى؟!
در كلمات حضرت رسالت نيز نكات جالبى وجود دارد. آن حضرت در تقسيم بندى دلها و ويژگىهاى آنها، از قلبى ياد مىكند كه چون عطردان و ظرف مشك است. كه چون گشوده شود، از آن بوى خوش به فضا پخش مىشود «كَجِرابِالمِسْكِ، طيّبٌ انْ فُتِحَ».[٢]
كينه و حسد، محتواى آلوده و متعفّنى است كه برخى از دلها را به عفونت مىكشد. شك و ترديد، مظروف شومى است كه برخى قلبها را واژگونه مىسازد و «قلب منكوس» پديد مىآورد.
بدبينى، سوءظن و بدخواهى نيز، بعضى دلها را به جهنمى سوزان، يا بيغولهاى وحشت زا، يا مزبلهاى عفن مبدل مىكند.
حيات دل
چرا دل را با پند و حكمت زنده نسازيم و با معارف والا، بالا نبريم و غذاى معنوى و عرفانى در اختيارش نگذاريم؟ خستگى دل را با چه مىتوان بر طرف ساخت و به آن نشاط بخشيد؟ دل مردگى، صاحب آن دل را هم دچار «مرگ تدريجى» و خستگى از زندگى مىسازد. امام على عليه السلام مىفرمايد: آن گونه كه بدنها خسته و ملول مىشود، دلها هم دچار خستگى و ملالت مىگردد، درمان آن، تغذيه دل با حكمتهاى ناب و بديع است:
[١] - غررالحكم، حديث ١١٠٠٥
[٢] - ميزان الحكمه، ج ٨، حديث ١٦٩١٩