قلمرو دل

قلمرو دل - محدثى، جواد - الصفحة ١٤٩

جهت دهنده «اعمال برونى» ما نيز، اغلب همان «حالاتِ درونى» است.

بزرگان اخلاق، هميشه مراقب اوضاع قلب خويش بوده و «دربانىِ دل» مى‌كرده‌اند، تا گناه و رذيله و حالت نكوهيده‌اى در آن پيدا نشود.

بى‌شك، گناه دل را تيره مى‌كند. تكرار گناه بر تيرگى دل مى‌افزايد. توبه و اصلاح، بار ديگر دل را روشنى مى‌بخشد.

نبايد گذاشت گناهان پيوسته، صفحه دل را چنان سياه كند كه هيچ روزنه‌اى براى تابش نور هدايت و حق باقى نماند.

باز هم حديثى از امام صادقان و صادق امامان عليه السلام:

«اذا اذْنَبَ الرَّجُلُ، خَرَجَ فى‌ قَلْبِهِ نُكتةٌ سَوْداءُ ...»[١]

هر گاه كسى گناه كند، در دل او نقطه سياهى پيدا مى‌شود. اگر توبه كرد، آن سياهى برطرف مى‌شود و اگر بيشتر گناه كرد، آن سياهى دل بيشتر مى‌شود تا آن‌كه همه دلش را مى‌گيرد. ديگر پس از آن هرگز رستگار نمى‌شود.

آيا سزاوار نيست كه به عنوان گامى در خودسازى، «مراقبت از دل» را در دستور كار خويش قرار دهيم و نگذاريم سپاه مهاجم ابليس از اين مرز بگذرد و قلعه وجود ما را تسخير كند؟

عصيان و گناه، پرتگاه دل ماست‌

مسدود به روى عقل، راه دل ماست‌

خشكيدن اشك گرم از چشمه چشم‌

گوياى سقوط پايگاه دل ماست‌[٢]


[١] - اصول كافى، ج ٢، ص ٢٧١.

[٢] - برگ و بار، ص ٢٨٦.