كتاب المراتب في فضائل أمير المؤمنين و سيد الوصيين(ع) - البستي، أبو القاسم - الصفحة ١٦ - *** ٢- كتاب (المراتب) و روش مؤلّف در تدوين آن
معتقدات خود اقدام به عكس العملهائى مىنمودند، كه دقيقا نقطه مقابل معتقدات آنها بود، بدينگونه كه در راه دفاع از خلفاء و صحابه، نخست به انكار فضائل على (عليه السلام) مىپرداختند، و در مرحله بعد براى تاكيد بر انكار به تنقيص، و در نهايت دشمنى خود را با سب و لعن آشكار مىكردند، اين تقابل آرا و تضاد آنها بالضروره هميشه محصور در چهار ديوارى مدارس و مجالس مجادله و مناظره ميان علماء باقى نمىماند، بلكه در بسيارى از اوقات، و بستگى به شرايط قوّت و ضعف هريك از طرفين، و وضعيت حكومت و عوامل متعدّد ديگرى تشديد مىگرديد، و به منازعات و جنگهاى فرقهاى گستردهاى ميان دو يا چند محله منجر مىشد، و گاهى تمامى شهر را فراگرفته و گروههاى ديگر را نيز به معركه وارد مىكرد، نمونه مشهور اين حوادث را در شهرهاى بغداد و رى مىتوان در تاريخ خواند، كه محلهها و بلكه بخش اعظم شهر را در كام خود فرو برد. اين تقابل و تضاد، توده مردم خشمگين و معتقد به يكى از دو عقيده را به تقابل و جنگ و زد و خورد وا مىداشت، ليكن همواره انعكاس معقول و مناسب آن را در تأليفات نويسندگان هريك از دو طرف آن دوره مىتوان يافت، و در حقيقت كتابهاى «اعتقاديه» و يا رديةنويسى و يا «فضائل» نويسى هر دورهاى، انعكاس ملايم و معقول از وقايع و حوادث همان دوران بشمار مىرود. و كتاب «المراتب» أبو القاسم بستى در حقيقت انعكاس يكى از اين حوادث بود، كه خود او درگير آن شده است، بنا به روايت ناسخ نسخه اصل كه در آغاز نسخه نيم صفحهاى به ترجمه بستى پرداخته، مىگويد: أبو القاسم بستى: «كان ينصر الشيعة على النواصب، و يورد الحجج الباهرة»، و همين نصرت و يارى از شيعيان را در جريان سفر خود از رى به طبرستان، در دوران حكومت منوچهر زيارى بر طبرستان، با برگزارى مجالس ذكر فضائل اهل البيت (عليه السلام) در شهر آمل نشان داد، و اين مجالس به گونهاى براى ناصبيان گزنده بود كه والى شهر را وادار به تبعيد بستى نمودند، آنگاه بر اثر آن ميان شيعيان و نواصب درگيرى عظيمى