روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٣٦ - ارتش عراق و استراتژی دفاع متحرک
فرامنطقه ای برخوردار بود، بیبه ره ماند. به همین دلیل با آغاز جنگ تحمیلی رهبران سیاسی و نظامی ایران برای جبران نبود حمایت های خارجی و ضربه زدن به رژیم بعث به اتحاد با گروه های غیردولتی و نهضت های آزادیبخش کشور های مختلف، ازجمله اتحاد با کرد های اهل تسنن و گروه های مبارز شیعه در عراق، متمایل شدند. به ویژه آنکه امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی ایران، در خلال جنگ با عراق بر قیام مردم و نیرو های میهنپرست این کشور به منظور ر هایی از رژیم بعثی صدام حسین تأکید داشتند. به این ترتیب، گروه های معارض با رژیم عراق اعم از شیعیان در جنوب و کرد های اهل تسنن در شمال این کشور با درک این فضا کوشیدند با کمرنگکردن خواسته های هویتگرایانه قومی خود در نزد ایرانیان، از خود چهره یک جنبش رهایی بخش علیه رژیم بعثی ارائه دهند. بنابراین درحالیکه از پشتیبانی های مالی و در برخی موارد لجستیکی ایران به ره میبردند، در مراکز نظامی یا اقتصادی عراق عملیات های نظامی اجرا می کردند. البته این تدبیر ایران برای اعمال فشار داخلی به دولت بعث، در زمانی که عراق از عناصر ضدانقلاب در استان های کردنشین و سازمان منافقین حمایت میکرد، اقدامی بسیار کارآمد به شمار می آمد، زیرا درواقع با گشودن جبهه های جدید - به ویژه در شمال عراق - نه تنها به تجزیه قوای نظامی عراق کمک میکرد، بلکه در گرفتن فرصت های جدید از دشمن برای یافتن راهکار های عملیاتی در جبهه های جنوب و نیز به دستگرفتن ابتکارعمل در جنگ بسیار مؤثر واقع شد. به طوری که در مقاطع مختلف دولتمردان و فرماندهان عراقی درصدد برآمدند در ملاقاتها و جلسه های مختلف با رهبران گروه های کرد معارض عراقی آنها را با تطمیع، دادن وعده حمایت های مالی و اعطای خودمختاری و سپردن مناصب دولتی به سوی خود جلب کنند که همین عامل در برخی مقاطع، همکاری ایران با گروه های معارض کرد عراقی را به سبب بروز برخی رفتارها و عملکرد شبه هناک رهبرانشان دچار فرازوفرود کرد و حتی تا حد به تعلیق درآوردن همکاری پیش برد. بااینهمه درمجموع ایران از ظرفیت قابل توجه این گروهها برای ضربه زدن به رژیم عراق به رهبرداری کرد. در کتاب حاضر گزارش های متعددی از اقدامات نظامی معارضین عراقی درقالب حمله به پایگاه های نظامی، تأسیسات اقتصادی و زیربنایی، اجرای عملیات کمین و مینگذاری درج شده است که مهمترین آنها عبارتاند از: حمله مجاهدین مسلمان شیعه عراقی به پایگاه هوایی الشعیبه؛ حمله به پایگاه نظامی در العماره؛ حمله گروه های کرد به کاخ صدام و چند پایگاه نظامی در اربیل و حلبچه، حمله اکراد به پایگاهها و قرارگاه های نظامی عراق در زاخو، دهوک، زاوتیه، اردوگاه دیرکوک و نیز حمله به منطقه مانگیش و روستای باگیرا در استان دهوک در روز ٢٤/٢/١٣٦٥ که موجب تسلط نیرو های بارزانی بر یکی از مهمترین شاهراه های ارتباطی در کردستان عراق و نیز خطوط انتقال نفت این کشور به ترکیه شد؛ این حادثه ضمن بازتاب فراوان، ضربه شدیدی به اعتبار نظامی رژیم بعث وارد آورد و حتی خشم و نگرانی دولت ترکیه را برانگیخت، بنابراین ارتش عراق را بر آن داشت تا برای بازپسگیری این شاهراه ناچار از نیرو های گارد ریاست جمهوری استفاده کند.