زندگانى سيد الساجدين حضرت علي بن الحسين(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٣ - امام سجّاد وارث پيامبران
«صحيفه» اى معروف به «سجادّيه» ثبت كرده است، بر لبانش جارى مىشد. بياييد با هم به يكى از اين راز و نيازهاى پر شكوه و جذاب كه چشمها را خيره مىسازد، گوش فرا دهيم:
«همانا همّتم به سوى تو منقطع شده و رغبتم به طرف تو برگشته است پس تو مراد منى نه ديگرى، و بيدارى و خوابم فقط از براى توست نه جز تو.
و ديدارت پر تو و روشنى چشم من است و اتصال توبه من نفس من است، اشتياقم به توست و سرگشتگىام در محبّت تو و دلباختگى ام به عشق توست.
خشنودى تو آرزويم و ديدنت نيازم و در كنار تو بودن تقاضايم و نزديكى به تو منتهاى درخواست من است. آرام و راحتم در راز و نياز با توست، داروى بيمارىام نزد توست و شفاى تشنگىام و خنك كننده سوزش درونم و رفع گرفتارىام همه در درگاه توست. پس در وحشتم انيس من باش، لغزشم را بكاه و بپوشان و توبهام را بپذير و دعايم را پاسخ گوى و خود نگهدار عصمت من و بى نياز كننده تهيدستىام باش. مرا از خود جدا و دور مكن اى نعيم وبهشت من و اى دنيا و آخرت من اى مهربانترين مهربانان». [١]
كدامين قلب سرشار از ايمان است كه سر چشمه چنين سخنان پر شور و تابناكى است؟ كدامين قلب افروخته از شوق خداست كه با عشق به خدا اين گونه با او راز و نياز مىكند؟ آرى ... تنها قلب اين امام است، كه نماز، محبوبترين كارها نزد اوست و ذكر خدا شغل او و عبادت صبغه و نشانه زندگى اوست! روزى بر خليفه اموى، عبد الملك بن مروان، وارد شد. عبد الملك از ديدن نشانه سجود بر پيشانى امام على بن الحسين عليهما السلام به شگفتى افتاد وگفت: اى ابو محمّد! آثار كوشش و اجتهاد بر تو ظاهر
[١] - مفاتيح الجنان، ص ١٢٤.