زندگانى سيد الساجدين حضرت علي بن الحسين(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤١ - استجابت دعاى امام سجّاد
مكيان و زايران خانه حق، به ما التماس كرده و مىخواستند كه آبشان دهيم. آنگاه ما به كعبه رفتيم و طواف كرديم و با خضوع و زارى در كنار خانه كعبه به دعا پرداختيم امّا دعاهايمان اجابت نشد. ما در همين حال و هوا بوديم كه ناگهان جوانى كه حزن و اندوه از چهرهاش مىباريد، نمايان شد. چند بار به گرد كعبه طواف كرد و آنگاه به سوى ما آمد و گفت:
اى مالك بن دينار و اى ثابت بنانى و اى ايوب سجستانى و اى صالح مرى و اى عتبه غلام و اى حبيب فارسى و اى سعد و اى عمر و اى صالح اعمى و اى رابعه و اى سعدانه و اى جعفر بن سليمان!
ما گفتيم: بفرماييد اى جوان. پرسيد: آيا در ميان شما يكى نيست كه خداوند او را دوست بدارد؟ گفتيم: اى جوان بر ما دعا كردن است و بر او اجابت گفتن. گفت: از كعبه دور شويد كه اگر در ميان شما يك تن بود كه خدا او را دوست مىداشت دعايش را پاسخ مىگفت.
سپس خود به كعبه در آمد و به سجده بيفتاد. مىشنيدم كه در سجدهاش مىگفت: سرورم تورا بهمحبّتت بهمن سوگند، مكّيانرا از بارانسيراب كن.
ثابت گويد: هنوز سخنش تمام نشده بود كه باران همچون دهانههاى مشك باريدن گرفت. پرسيدم: اى جوان! از كجا دانستى كه خداوند تو را دوست دارد؟!
فرمود: اگر او مرا دوست نمىداشت به زيارت خودش فرا نمىخواند.
پس چون مرا به ديدار خويش نايل گردانيد دانستم كه دوستم دارد. بنابر اين او را به محبّتش به من سوگند دادم و او هم دعايم را اجابت فرمود.
سپس از ما دور شد و اين ابيات را خواند:
مَنْ عَرَفَ الرَّبَّ فَلَمْ يُغْنِهِ
مَعْرِفَةُ الرَّبِّ فَذ اكَ الشَّقى [١]
ما ضرّ فِى الطَّاعَةِ ما نالَهُفي طاعَةِ اللَّهِ وَماذا لَقى [٢] ما يَصْنَعُ الْعَبْدُ بِغَيْرِ التُّقْىوَالْعِزُّ كُلَّ الْعِزِّ لِلْمُتَّقى [٣]