زندگانى سيد الساجدين حضرت علي بن الحسين(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٩٧

و در مسجدت دو ركعت نماز، به دور از چشم مردم نگزارد جز آنكه تمام گناهان گذشته وآينده او را بيامرزيدم».

از اين روست كه من نمونه‌اى بهتر از على بن الحسين نديدم. چه، او اين حديث را برايم باز گفت هنگامى كه او از دنيا رفت، نيكوكار و بدكار بر جنازه‌اش حاضر شدند و خوش‌كردار و تباهكار او را ستودند. همه جنازه او را تشييع كردند تا آنكه بر زمين گذارده شد.

من گفتم: اگر روزى از روزگار بايد دو ركعت نماز واقعى بخوانم، همين امروز است. جز يك مرد و يك زن كس ديگرى باقى نمانده بود.

سپس آن دو به سوى جنازه رفتند و من شتابان نماز گزاردم. پس صداى تكبيرى از آسمان آمد و تكبيرى از زمين پاسخش گفت. باز تكبيرى از آسمان آمد و تكبيرى از زمين جوابش داد من فريادى كشيدم و به صورت بر زمين افتادم. آن كه در آسمان بود، هفت تكبير بگفت و آن كه در زمين بود نيز هفت تكبير سر داد و بر على بن الحسين درود فرستاد. مردم به مسجد آمدند، امّا من نتوانستم دو ركعت نماز به جاى آورم و بر جنازه على بن الحسين نماز بگزارم.

گفتم: اى سعيد اگر من جاى تو مى‌بودم جز نماز بر على بن الحسين چيزى ديگر انتخاب نمى‌كردم. اين همان زيان آشكار است. سعيد گريست و سپس گفت: من تنها قصد خير داشتم، اى كاش بر او نماز مى‌گزاردم! چرا كه ديگر همانند او ديده نمى‌شود. [١]


[١] - بحارالانوار، ج ٤٦، ص ١٤٩- ١٥٠.آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، زندگانى سيد الساجدين حضرت علي بن الحسين عليه السلام - تهران، چاپ: هشتم، ١٣٨٨.