زندگانى سيد الساجدين حضرت علي بن الحسين(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٦ - امام سجّاد وارث پيامبران
و خويش را در معرض مجازات تو قرار ندادهام. امّا نفسم، گناهم را برايم آراست، پرده پوشاننده تو بر من فرو افتاد و مرا بر اين كار يارى كرد، پس اكنون چه كسى مرا از عذاب تو مىرهاند؟ و اگر تو ريسمانت را از دست من ببرى به ريسمان چه كسى چنگ زنم؟ پس واى از فرداى بدى كه مىخواهم در برابرت بايستم، آن هنگامى كه به سبك باران گفته شود: بگذريد و به گرانباران گفته شود: فروافتيد پس آيا من با سبكباران خواهم گذشت، و يا با گرانباران خواهم ماند؟ و اى بر من، هر چه عمرم طولانىتر شد گناهانم افزون گشت وهيچ توبه نكردهام. آيا نوبت آن فرا نرسيده كه از پروردگارم شرم كنم»؟
سپس گريست و اين ابيات را خواند:
أَتُحْرِقُنى بِالنَّارِ يا غايَةَ الْمُنى
فَأَيْنَ رَجآئى ثُمَّ أَيْنَ مَحَبْتى [١]
أَتَيْتُ بِأَعْمالٍ قِباحٍ رَزيتىوَما فِى الْورى خَلْقٌ جَنى كَجِنايَتى [٢]