زندگانى سيد الساجدين حضرت علي بن الحسين(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٩ - پس از عاشورا
و خواهان خلافت شد. در كوفه، قيامى به رهبرى سليمان بن صرد و سپس به رهبرى مختار صورت پذيرفت. بدين سان، وقوع قيامها و انقلابها ويژگى حيات سياسى حاكم بر كشور اسلامى و شيوه و روش شاخص آن در رويارويى با طغيان و تباهى به شمار مىآمد.
از اين رو مىتوانيم روزگار زندگى امام سجّاد عليه السلام به ويژه اندكى پس از واقعه عاشورا را عصر قيامها و انقلابها نامگذارى كنيم.
انقلاب به خودى خود هدفى مقدّس نيست، بلكه هدف مقدّس همين ارزشهاى والايى است، كه موجبات انقلابها را فراهم مىآورد. وگرنه زيان اين انقلابها فراتر و بزرگتر از سود آن خواهد بود. آيا مگر انقلاب فى نفسه، طغيان عليه نظام حاكم و آشفته ساختن فضاى امنيّت و ايجاد اضطراب و خونريزى نيست؟ البته! بنابر اين انقلاب وضعيتى استثنائى است كه عقلا آن را نمىپسندند امّا همين انقلاب شرعيت و قداست خود را از هماناهداف والايى كه قصد رسيدن و تحقّق بخشيدن به آنها را دارد، كسب مىكند. انقلاب به معنى كلى خود، مردم را از تاريكيهاى جمود و نادانى و ستم به روشنايى حركت وعقل و عدالتهدايت مىكند، ويژگى و شاخصه زندگى پيامبران و امامان و بندگان نيك خداوند گشته است.
از آنجا كه انقلاب زنگار غفلت و بى تفاوتى را از دل مىزدايد و ابرهاى درهم و تاريك ستم و تجاوز را از تشكيلات انقلابيون دور و پراكنده مىسازد، و كابوس طغيان و تباهى را از جامعه ريشه كن مىكند، مسئوليّت هر رزمنده و نشان حقانيت هر فرد با كرامت و با