زندگانى سيد الساجدين حضرت علي بن الحسين(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٩٤

اندك باقى گذار تا بدان به مكّه برسم. امّا دزد نپذيرفت. امام از او پرسيد:

خدايت كجاست؟ دزد پاسخ داد: خوابيده. ناگهان دو شير درنده نمايان شدند كه يكى سر مرد را گرفت و ديگر پايش را. آنگاه امام سجاد عليه السلام فرمود: پنداشتى كه خدايت خوابيده و از تو غافل است؟! [١]

٤- يكى ديگر از كرامتهاى آن‌حضرت هنگام وفاتش آشكار شد. وى در روز ٢٥ يا ١٨ ماه محرم سال ٩٤ ه در اثر زهرى كه امويّون به وى خورانيدند، به شهادت رسيد. در اين سال گروهى از فقها نيز از دنيا رفتند چنان كه اين سال را سنة الفقها (سال فقها) نام نهادند. به نظر من هيچ بعيد نيست كه رژيم اموى در روزگار فرمانروايى وليد بن عبد الملك، مخالفان خود را كه از فقهاى بزرگ بودند و كسانى همچون سعيد بن مسيب و عروة بن زبير و سعيد بن جبير در ميان آنها جاى داشتند، به وسيله زهر از ميان برداشته باشد. در كتابهاى تاريخى آمده است كه در اين سال تمام فقهاى مدينه چشم از جهان فرو بستند. [٢]

آيا به راستى عقل مى‌پذيرد كه تمام فقها به طور تصادفى در عرض يك سال از دنيا بروند. حال آنكه مى‌دانيم و معروف است كه امام سجّاد عليه السلام در اثر زهرى كه به دسيسه عبد الملك و در شرايطى بحرانى به وى خورانيده شده بود، دنيا را وداع گفت.

در هر حال هنگام شهادت آن‌حضرت، كرامتهاى عجيبى از وى به‌


[١] - بحارالانوار، ج ٤٦، ص ٤١.

[٢] - همان مأخذ، ص ١٥٤، به نقل از تذكرة الخواص چاپ (ايران) ص ١٨٧ و نيز تاريخ ابن عساكر.