زندگاني صديقه كبرى حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٦ - پنجم خطبه عقد
«و شهادت مىدهيم كه جز خداى يگانه هيچ معبودى نيست. يكتاست و شريكى ندارد. شهادتى كه در اندازه او باشد و خشنودش سازد و نيز شهادت مىدهيم كه محمّد بنده و رسول خداست، درود خدا بر او، و بر دودمانش باد. درودى كه او را نيك آيد و بهرهمندش سازد و او را بالا برد و برگزيندش. اين رسول خداست كه دخترش فاطمه را به پانصد درهم (مهر) به همسرى من داد. از او بپرسيد و حضرتش را گواه گيريد».
آنگاه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «من دخترم فاطمه را براساس آنچه خداوند مهربان او را با تو تزويج كرده، به همسرى تو دادم و به خشنودى خداوند راضى و خشنودم. تو نيك داماد و نيك يارى هستى و خشنودى خداوند براى تو كافى است».
سپس رسول خدا فرمود تا طبقى از خرماى نورس يا رسيده درميان آورند و آن را تقسيم كنند.
در اين باره حديث ديگرى از زبان امير مؤمنان نقل شده كه در سطور بعد براى بيان اهميّت اين پيوند در اسلام، آن رابازگو خواهيم كرد. از جمله دلايل اهمّيّت اين ازدواج آن است كه ما در كتابهاى تاريخ و حديث به بخش بزرگى بر مىخوريم كه به تفصيل يا اختصار موضوع ازدواج على با فاطمه را مطرح كردهاند. اين امر خود نشانگر اهتمام مسلمانان صدر اسلام به اين امر بوده است.
حديثى كه در اين باره روايت شده، منقول از ضحّاك بن مزاحم است كه گفته: از على بن ابى طالب شنيدم كه مىفرمود: ابوبكر و عمر نزد من