عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٧ - فصل پنجم مبحث نكاح كنيزان
ترجمه:
فرع
مملوكهاى كه مولايش قبلا او را به ازدواج غير درآورده اگر آزاد شد حق دارد عقد نكاحش را فسخ كند و اين حق براى وى بطور فورى مىباشد.
لازم به تذكر است كه اين حكم ثابت بوده اگر چه شوهر حرّ و آزاد باشد.
بايد توجه داشت كه حكم مذكور در كنيزى است كه پس از آزاد شدن در عقد نكاحش حق فسخ دارد بخلاف بنده كه بعد از حدوث عتق چنين خيارى نداشته و نمىتواند نكاح سابقش را فسخ نمايد.
فرع
جائز است مولائى با كنيز خودش ازدواج نموده و مهريهاش را آزاد نمودن وى قرار دهد.
البته مخيّر است در لفظ هركدام از عتق و تزويج را كه بخواهد مقدّم دارد.
قابل توجّه آنكه:
در تحقق نكاح مزبور و حصول زوجيّت قبول كنيز بنابر قولى واجب مىباشد.
فرع
اگر زن و شوهر هردو مملوك بودند و سپس يكى از آن دو فروخته شد مشترى و بايع در فسخ و امضاء نكاح ايشان مختار مىباشند.
و نيز هركسى كه ملك به وى منتقل مىشود و بهر سببى از اسباب كه باشد اين خيار را دارد. [١]
فرع
اگر زن و شوهر را كه هردو مملوك هستند به يك نفر بفروشند مشترى در فسخ نكاح يا امضاء آن دو مختار مىباشد.
فرع
اگر هريك از زوجين به مشترى غير از ديگرى فروخته شد هر دو مشترىها خيار دارند.
[١] يعنى مسئله گذشته در موردى بود كه احد الزوجين به واسطه بيع به مشترى منتقل شده باشد، اكنون مىگوئيم: حكم غير بيع از اسباب ديگر همچون هبه و صلح نيز مانند بيع مىباشد.