عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٩ - تحليل و پارهاى از احكام آن
ترجمه:
فرع
بنده حق ندارد همسرش را كه كنيز آقاى او است طلاق دهد مگر با رضايت مولى.
فرع
عبد مىتواند غير كنيز آقايش را طلاق دهد اعم از آنكه زوجه كنيز بوده يا حرّه باشد، مولايش در طلاق اذن داده يا اذن نداده باشد.
فرع
مولى مىتواند هر وقت كه بخواهد بين عبد و كنيزش كه زن و شوهر هستند بواسطه لفظ طلاق يا غير آن جدائى بياندازد.
تحليل و پارهاى از احكام آن
الف: كنيز بواسطه تحليل بر غير مالك مباح مىشود. [١]
ب: صيغهاى كه بر تحليل دلالت دارد مانند:
احللت لك وطيها (حلال نمودم براى تو تماس با او را).
يا:
جعلتك فى حلّ من وطيها (تو را از جهت مواقعه با او در حليّت قرار دادم).
ج: در صحّت تحليل به غير لفظ « اباحه » بين اصحاب دو قول مىباشد:
د: از نظر ما اشبه اين است كه تحليل ملك يمين مىباشد نه عقد نكاح.
ه: بر سكى كه كنيز برايش تحليل شده واجب است بر آنچه لفظ تحليل شاملش بوده يا قرينه حاليه شهادت بر آن مىدهد اكتفاء كند.
و: فرزندى كه از كنيز تحليل شده متولد مىگردد حرّ و آزاد است.
[١] تحليل يعنى، مالك كنيزش او را به كسيكه شرعا جائز است، با وى ازدواج كند مباح و حلال نمايد.